بایگانی ماهیانه: ژوئن 2012

خیلی مطمئن نیستم که این اثر پروانه‌ای معروفه الان در دلم وول وول می‌خوره یا اثر قهوه تلخ تو معده خالی. اشتباه کردم دوتا متغییر دادم به جریان. الان نتیجه معلوم نیست مال کدومه و من عمرا اگه بتونم هفتاد … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

ظهر رفتم با یکی از دوستان قدیمی بازی برادران خوش قد و قامت ایتالیایی رو ببینم با ژرمن‌های فلان فلان. بعد آقای صاحب بار اومد به من و یک خانم دیگه ‌ای که طرفدار ایتالیا بود دوتا بوق ممدی داد. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

شب ساعت دو (یعنی صبح ساعت دو)‌ که بالاخره خوابم برد رو کاناپه خونه مهزاد‌اینا، قرار بود که اتوبوس فرودگاه ساعت سه و نیم صبح بیاد دنبالم که منو ببره فرودگاه واشنگتن دی‌سی که سوار طیاره بشم برم شیکاگو، از … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

یه ژانری هم هست که آدم رو دعوت می‌کنن خونشون، بعد می‌گن ما البته با ایرانی‌ها رفت و آمد نمی‌کنیم اصلا. بابا خارج، بابا نیویورک، بابا پاریس. لااقل سنگک و لوبیا پلو نذارید جلو آدم، لااقل از «عدم اتحاد ما … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

همه غلطی کردم. همه کاری کردم که بگم به درک به درک به درک. دیگه نباشه. دیگه نباشم. پام رو بند زمین کرده بود. گفتم به درک. می‌رم سفر. می‌رم سفر یه وره که اصلا معلوم نباشه کی می‌خوام بگردم. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

به آداب بی‌قراری باید سه بار در یک روز بلیط هم عوض کردن رو هم اضافه کنند.

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

آهای زن‌های عزیز جوان دور و بر اگه یه روز خواستید بنویسید، اگه یه روز خواستید با اسم واقعی‌تون بنویسید، اگه یه روز خواستید از هرچه دلتون خواست بنویسید، اگه یه روز خواستید بدون خودسانسوری بنویسید، اگه یه روز خواستید … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

یکی از شاگردها ایمیل زده که من که سر همه کلاس‌ها حاضر شدم و همه امتحان ها و مشق هایم را به موقع تحویل دادم. چرا رد شدم. نوشتم که پسرم! تنها تحویل دادن ورقه امتحان که کافی نیست. شما … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

یکم: قرار بود چند روز بیشتر بمانم نیویورک که یکی دو تا دوست دیگر را هم ببینم، بعد زد به سرم شنبه آمدم واشنگتن دی سی. می‌خواستم یک هفته‌ای اینجا بمانم بعد بروم یک جایی در تنسی در یک جنگلی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

در بیست ساعته گذاشته یک بار از نیویورک رفتم واشنگتن دی سی و یک بار از دی سی برگشتم نیویورک. یعنی نه ساعت تقریبا در راه بودم. برای یک مصاحبه کاری بود. برگشتن، رفتم صندلی اتوبوس را بخوابانم کمی که … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند