بایگانی نویسنده: لوا زند

دیشب حالم واقعا بد بود. خیلی گریه کردم. یه وقتایی خستگی و ناامیدی فقط دنبال یه بهانه است. — یارو هی سه ماه رفت و اومد گفت بیا تو این کار با ما همکاری کن. آخرش گفتم باشه. به شرطی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

– سه روز است با جدیت مشغول نوشتن Business Plan هستم. یک نسخه از تابستان داشتیم که خیلی تغییر باید می‌کرد. ترجیح دادم از اول بنویسم. نسخه اول را الکساندرا درفت کرده بود. به این نتیجه رسیدم که برای اینکه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

دیروز با نلیا رفتیم کوه نوردی. خیر سرمون! از سه روز قبلش می‌دونستیم بارون میاد. منتها خیلی جدی و آتشین گفتیم بارون یا آفتاب. ما میریم. یه مسیر ۹ مایلی رو بالای صخره‌ای رو به روی اقیانوس انتخاب کردیم! باد … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

این روزها به این فکر می‌کنم که سکس و احساسات در یک رابطه عاشقانه چقدر به هم وابسته هستند. به عبارت دیگر سوالم از خودم این است که ارضای احساسی چقدرش در واقع همان ارضای جنسی است یا اگر وقتی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

دور جهان گشتیم و بالاخره یه بنده خدایی رو پیدا کردیم که یک هفته پیش بچه‌ها بمونه ما به سفر سنتی سالانه‌مون برسیم. با شور و شوق مشخص کردم کجا بریم و مهم‌تر از اون، کجا چی بزنیم که تیر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

فکر کنم خیلی سال‌ها قبل، شاید نه ده سال قبل اینجا از ندیم نوشته بودم. ندیم از من دو سال کوچک‌تر است. عمویش با عمه من ازدواج کرده بودند. (عمویش یعنی شوهر عمه من خیلی وقت‌ است که فوت کرده‌اند.) … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

سه سال گذشته من همه اش از خونه کار کردم. سگ‌ها از اول زندگیشون به بودن مدام من در کنارشون عادت دارن. حالا که روزا بیشتر بیرونم، به شدت لوس شده‌اند. لورکا که هیچ توجهی به من نمی‌کرد حالا همه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

این چند روزه چه اتفاقاتی افتاد؟ احتمالا برای کلاس بچه‌ها یک معلم پیدا کردم. تلفنی با هم حرف زدیم. قرار شد برنامه کار و قیمتش را برایم بفرستد. خانم نقاشی اهل مصر است. رفتم با کاترین- مسئول بخش دواطلب‌های یکی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

یک کار دیگر هم باید بکنم. بروم شروع کنم ببینم چطور می‌شود پایه‌های یک مدل برنامه آموزشی در خصوص وضعیت پناهنده‌ها را برای مدرسه‌ها تعریف کرد. احتمالا بروم سراغ مدرسه گلستان. شاید هم اصلا با سعیده حرف زدم. می‌خواهم یک … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

می‌خواهم دوتا کار تازه بکنم. یعنی شروع کنم به برنامه ریزی برایشان. یکی اینکه بروم سراغ این رفیق‌های تکی ام- مغزهای فراری پراکنده در گوگل و فیس‌بوک و اپل- اول بگویم که بروند تحقیق کنند که این منابع کارهای انسان‌دوستانه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند