بایگانی ماهیانه: سپتامبر 2014

روزی ده بار به خودم می‌آیم که دیوانه! روانی! چکار داری می‌کنی. راه رفته را دوباره نرو. تو که می‌دانی مرگت چیست. تو که می‌دانی درد جای دیگر است. تو که می‌دانی دردت بی‌درمان است، برای چه ادای آدم‌های سالم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

حالا باید برایت بنویسم که چرا نمی‌شود و ما چرا دیگر نباید همدیگر را ببینیم. اما تا وقتی من یک لیوان شراب بریزم و صبر کنم که سرم گرم شود و برایت با دلیل و منطق کوبنده‌ام توضیح دهم که … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

هنوز بی‌ماشینم. ماشین سحر دستم بود و روشنش کردم و رفت روی آهنگ «جان من است او»ی نامجو. یاد رانندگی‌های طولانی زمان سنتاباربارا افتادم. یاد شش‌ساعت های این آهنگ روی ریپیت. یاد دیوانگی‌های آن وقت‌ها. کیفیتی از دیوانگی بود که … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

من آدم مبارزه با فاصله نیستم. می‌دانم می‌بازم. می‌دانم زورش بیشتر است. می‌دانم یک فوت کند به همه «ای‌ کاش الان اینجا بودی» و «جایت چقدر خالی‌ هست»ها، کار تمام است. نمی‌دانم آن اسفندی خیال‌باف کی به اینجا رسید که … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

“چاله زمین” اسم یک روستا در قائمشهر نیست، “چاله زمین” یک مفهومه. مفهمومى که منو زندگى میکنه. من یک روز “چاله زمین” میشم.

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

مردم عاشقانه میشنوند، ما هم عاشقانه میشنویم

…با اون موهاى نمدیت!

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای مردم عاشقانه میشنوند، ما هم عاشقانه میشنویم بسته هستند

Why everybody i like has to be an asshole?

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

یکی نوشته بود آدما رو پیشونی‌شون بلواسنج ندارن که بشه فهمید چقدر آشوب دلشون زیاده، حالا منم می‌گم آدما رو پیشونیشون رابطه سنج هم ندارن که بدونن شکل رابطه دوتا آدم چطوره. دیشب تاحالا فک من به زمین گیر کرده … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

رفتم مهمونی (حالا یه مهمونی رفتم خفه‌اتون می‌کنم سال‌ها). بعد یارو می‌گه عکسای لورکا رو می‌بینم تو اینستاگرام. منم اسم بچه‌ام میاد همچی ذوب می‌شم می‌رم تو چمن. قربون صدقه می‌رم، وضع داغونی. بعد یهو برگشته می‌گه تو داری کمبودهای … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند