بایگانی ماهیانه: مارس 2017

فکر می‌کنم اگر تویتر را تعطیل کنم اینجا بیشتر بنویسم. تویتر مسئله اش این است که آدم یک خط می‌نویسد و آن چه را که می‌خواهد می‌گوید و دیگر برنمیگردد سراغش که بیشتر بگوید و بنویسد. شاید اگر نباشد به … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

برای تولد ۳۶ سالگی- هفته قبل بود- از دوستانم خواستم که یک آخر هفته من مسئول هیچی نباشم. نه برنامه ریزی،‌ نه مهمانی، نه غذا و نه حتی سگ‌ها. خودشان آمدند، پختند خوردند، تمییز کردند. برداشتند مرا بردند به یک … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

نه سر سوزی حس عید دارم نه حتی اندکی دلتنگی برای بوی سنبل. نوروز یک اتفاق طبیعی نیست. یک پدیده اجتماعی است. وقتی دور و بر آدم خبری از عید نباشد، آمدن بهار هیچ فرقی با پاییز و تابستان و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

الکل هیچ وقت دراگ من نبود. یک دوره‌ای-فکر کنم بین ۲۶ تا ۲۸ سالگی- الکل می‌خوردم که خودم را از زمین و زمان بیرون بیاندازم و بهانه‌ای برای خوابیدن/ فراموشی/ شرکت نکردن در جمع داشته باشم. تقریبا در هر جمعی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

آیا میشه بعد از سی سالگی هم مثل نوجونی عاشق شد؟ منظورم از عشق، اون تعریف کلیشه‌ای پیچش پروانه‌ای در شکم هست. اون مایه‌ها که نخوابی. که لحظه‌ای معشوق از ذهنت کنار نره که واقعا احساس کنی اگه خون از … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

Instagram

این را سال ٢٠١۴ نوشته بودم اما هر سال تازه تر میشود: هر سال که می‌گذرد، من انگار دوباره و دوباره فروغ فرخزاد را می‌شناسم. هر کسی برای خودش یک فروغ دارد به نظر من. ماها، زن‌ها، زن‌های ایرانی، هر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در عکس | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای Instagram بسته هستند

Instagram

با فامیلهای داماد!

ارسال شده در عکس | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای Instagram بسته هستند

Instagram

Only lovers left alive.

ارسال شده در عکس | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای Instagram بسته هستند