بایگانی ماهیانه: نوامبر 2012

Instagram

ارسال شده در عکس | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای Instagram بسته هستند

این شهر، شهر تکراره. شهر نه تا پنج، شهر سه تا هفت مشروب نصف قیمت، شهر باشگاه بعد از کار، شب شب‌های مشخص جمعه، شب بارهای مشخص شنبه. شهر آدم‌های لیوان استارباکس به دست،‌ شهر آدم‌های کیسه‌های کاغذی غذا، شهر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

این شهر جای کارمند‌هاست. و روسای کارمند‌ها و روسای روسای کارمند‌ها و ریس‌های بزرگ‌تر و دست آخر هم برادر بزرگتر. حتی خود برادر بزرگ‌تر هم زیر سایه بزرگ‌ترهاست. وقتی آدم کارمنده، حتی وقتیه رئیسه،‌ همیشه حواسش هست که بالاسرش یه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

عشق سیاه و سفیده. خاکستری نداره. تو یا عاشق یکی هستی یا نیستی. خاکستری نداره

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

خسته نباشی رنگی.  

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

میرم سفر کاش بارون بباره.

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

There s a big difference of me being alone in my bed and you not being in my bed.

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

از اون شبهاست که دلم میخواد یه کتاب شعر بخونم تا صبح با صدای بلند، اما کتابهام در انبارى اون ور دنیا زندونى شده اند. شعر و موسیقی دوباره از دنیای من کم شده اند.

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

از بیرون که به خودم نگاه می‌کنم، حبابه رو می‌بینم. حبابی که نمی‌دونم کی درستش کردم و کی اینقدر ضخیم شده که قشنگ دارم توش واسه خودم زندگی‌ می‌کنم. امروز دوباره یکی ازم پرسید بالاخره خودت می‌دونی چی می‌خوای؟ راستش … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

اشراق

به خودم و همه دروغ مى گم وقتى مى گم نمى دونم چى مى خوام. مى دونم چى مى خوام و مى دونم که نیست و نمى شه.

ارسال شده در بلوط | دیدگاه‌ها برای اشراق بسته هستند