بایگانی نویسنده: لوا زند

چرا از ایران آمدم؟ آیا روزی باز خواهم گشت؟

این نوشته شاید مطلوب خیلی ها نباشه. در نقد همیشه بازه و من از نقد شدن خوشم میاد. فکر کنم یه جایی دیگه هم گفته بودم که داستان درس خوندن و دانشگاه رفتن من چی بود تو ایران. من چند … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای چرا از ایران آمدم؟ آیا روزی باز خواهم گشت؟ بسته هستند

کسی میدونه ” داوینچی کد ” فارسی رو از کجا میشه آنلاین خرید؟ پ. ن: بی خیال. پیداش کردم. با هزینه پستش میشه سی و خورده ای دلار. میخواستم به کسی هدیه بدم. حالا طرف رو بفرستم کلاس زبان بعد … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

چگونه با زبان فارسی باستان کودکان خود را خفه کنیم.

صبح بردمشون که کارهای اداریشون رو انجام بدن. بچه فقط هشت سالشه و ساعتها نشستن تو ساختمونهای خاکستری سرد واسه بزرگها هم سخته چه برسه به بچه. مادرش رو کلافه کرده بود . هی میگفت اسباب بازی سوپر من میخوام. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای چگونه با زبان فارسی باستان کودکان خود را خفه کنیم. بسته هستند

این خانه از کجا ویرانست؟

یادمه اون وقتا که مامان بزرگ – مامان مامان- می اومد خونمون و میدید بابا داره ظرف میشوره یا سفره رو پاک میکنه چقدر از دست مامان و ما عصبانی میشد. به مامان میگفت زشته مرد تو خونه ظرف بشوره. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای این خانه از کجا ویرانست؟ بسته هستند

روز مره ها

شده حس کنید کم آوردین اما روتون نشه به هیشکی بگین؟ شده اونقدر خسته باشید که حوصله خودتون رو هم نداشته باشید اما باید هنرپیشه همیشه لبخند بر لب سناریوی بقیه باشین؟ کلاس فلسفه رو عوض کردم با یه کلاس … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای روز مره ها بسته هستند

یه حرکت که نه, اما یه درخواست…

این یه بحث جدی هست که چند وقتی که وقتی واسه نوشتن نداشتم تمام ذهن من رو به خودش مشغول کرده بود و همچنان مشغول نگه داشته. یه هفته قبل از تجمع دوشنبه زنان در هفت تیر بود که انار … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای یه حرکت که نه, اما یه درخواست… بسته هستند

یه روز چندش آور

روز خوبی نبود, نه تنها خوب نبود بلکه خیلی هم بد بود. شکنجه آور بود, تهوع داشت. از دیشب کابوس دیدم. میدیدم آنجلینا جولی با پنج تا دختر سیاه پوش اومدن موهام رو کوتاه کردن و یه لباس سیاه بهم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای یه روز چندش آور بسته هستند

زنده باد مکزیک اصلا

همه اینها یه طرف ولی فردا کی میخواد بره با همکارای مکزیکی سلام و احوالپرسی کنه؟ شما که ایران هستید دیگه حداقل این یه مشکل رو ندارید.

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای زنده باد مکزیک اصلا بسته هستند

برنامه کاری ام تا حدی مشخص شده. هم اسمش و هم حقوقش !!! ( اگه نمیگفتم میمردم). این چند روز آخر هفته پدرمون در اومد تا برنامه ها رو جمع کردیم برای دوشنبه. از ماه بعد هم مکان کاری ام … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

جام جهانی

امروز صبح کسی به رادیو ی که هر روز گوش میکنم, زنگ زده بود و گفت که حداقل توی این بیست روز به ” ساکر” اشاره بکنین. میدونین جوابشون چی بود: ” اگه تیم امریکا قهرمان جام جهانی بشه, فدراسیون … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای جام جهانی بسته هستند