بایگانی نویسنده: لوا زند

امان از این پسرهای مکش مرگ ما…

میخواستم در مورد این نوشته لیلا یه چیزی بنویسم ( در این کویر بی سوژگی!) بعد گفتم کم استریوتایپ در مورد این گی ها هست حالا من هم بیام تبلیغش کنم, خوبیت نداره. بعد الان دیدم آبجی سبیل یه چیزی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای امان از این پسرهای مکش مرگ ما… بسته هستند

مراقبت از یه موجود زنده حس عجیبی داره. ( نه خیر. حامله نیستم.) این سبزه سفره هفت سین از دو هفته قبل من رو بدجوری درگیر کرده. یه دونه از این آبپاش فس فسی ها دارم که وقتی ژل موهام … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

عیدمون مبارک.

الان لابد همه اونجا نشستن رو زمین. سفره جمع شده. کی داره با کی ورق بازی میکنه؟ بابا بزرگم چی داره میخونه؟ سعدی یا شهریار؟ کی واسه پسر عموم که اول فروردین تولدش و هر سال مامان کیکش رو میگرفت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای عیدمون مبارک. بسته هستند

این نوشته عنوان ندارد. رنگ دارد.

عکس از اینجا. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای این نوشته عنوان ندارد. رنگ دارد. بسته هستند

تازه رسیدم سرکار. توی راه به این فکر میکردم که دیگه الان عصر دوشنبه شده و هر اتفاقی که باید میافتاد تا حالا افتاده. فکر کردم یه ایمیل از بچه های میدان, یه خبر خوب تو نوشته های پرستو یا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

شریک حال خوشم هم باشید..

بهار با شدت هجوم آورده به این گوشه مملکت. هوای هشتاد و چند درجه ای بهاری و طوفان شکوفه های سفید و صورتی و طنازی درختهای تازه نوک زده. وای که من چقدر عاشق این هوام. وای که من چقدر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای شریک حال خوشم هم باشید.. بسته هستند

خدا نگیره این آزاده و پریسا رو از من که اگه دیشب نبودن فحش دادنهای من رو بشنون اینجا الان کن فیکون شده بود. من نمیدونم اینهمه هموطن خوب و باوجنات و با کمالات تو این بلاد غربت هست , … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای … بسته هستند

استاد انتراپالژی فرهنگی ما ( این انتروپالژی چی میشه؟ مردم شناسی؟ اون وقت هیومنیتی میشه انسان شناسی ؟) آدم کله ای هست. همون خانمی هست که واسه کریسمس قرار بود بیاد و ایران و با فیمینیستهای ایرانی حرف بزنه. ( … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

I watched Memories of a Geisha when it was relesad firt time on the screen. The fars east is always a myth for me and I hardly can find conection between my culture and them. This diffrences make it interstign … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

این سی و سه زن…

این ایرانی ها به واژه «زن» حساسیت دارند. زن تنها ست. زن بدون مرد است. زن بدون فرزند است. چون اگر با مرد بود که دیگر زن نمی شد. می شد ناموس. می شد خواهر. می شد مادر. برای همین … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای این سی و سه زن… بسته هستند