دیشب موقع پرزنتیشن گریه نکردم اما عصبی شدم و از وسطش شروع کردم به تند تند حرف زدن که این ضریب اشتباه رو بالا میبره. یه لغتهایی یادم میرفت که باید سرهم میاوردمش ولی بد هم نبود. موضوع هم واسه کلاس جالب بود. وقتی آخر ش پرسیدم که کسی سوالی یا نظری نداره, یک نظر بسیار کارشناسانه داده شد با این نقل قول:
” من نمیگم دولت کوتاهی نکرد در مورد کاترینا. میتونست بهتر هم باشه. اما مردم لوییزییانا هم مقصرن. اونها بودن که تو منطقه طوفان نشین خونه داشتن و میدونستن که هر سال اونجا طوفان میاد. پس اونها هم میتونستن از اونجا برن به ایالت های دیگه” .
حالا من تو حرفام یک ساعت از آمار فقر تو این ایالت گفته بودم و اینکه ساکنان اونجا بازماندگان برده داری هستن که واقعا توان مالی رفتن از زمینهای ارباب هاشون رو نداشتن. ( این آمار رو وقت کنم مینویسم اینجا) یه جوابی به این همکلاسی محترم دادیم که خودمان هم کلی کیف کردیم. واقعا یه لحظه به ذهنم رسید. گفتم:
” همه میدونیم که یه روز یه زلزله بزرگ تو کالیفرنیا مخصوصا تو شمالش میاد. پس چرا شما از اینجا نمیرید؟”
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.