مادر بزرگ مصری من

DSC01276.JPG
دیشب تو کلاس تاریخ هنر به شدت خسته و اصلا بی دلیل عصبی بودم. نه حوصله کلاس رو داشتم و نه درس رو. آخر کلاس این خانم سارا ماتسون – که به شدت دوست داشتنی هم هست- گفت بمون. ما هم خوف برمون داشت که چیکار داره.
بعد که کلاس خالی شد, اومد گفت چته . من هم یک لبخند خیلی ملیح زدم و گفتم خسته ام یه ذره. ( از اثرات زیاد وراجی کردن و نظر دادن تو کلاسها اینه که وقتی ساکتی ملت فکر میکنن مریضی). بعد گفت تو رشته ات هنر نیست هست؟ گفتم والا من به عمرم غیر از مداد رنگی اونهم تا کلاس سوم چهارم ابتدایی بیشتر دست نگرفتم. یعنی تو هر چی استعداد داشته باشم وضع هنری ام به شدت خرابه. بعد هم برای اینکه عمق فاجعه رو نشون بدم گفتم مثلا نقاشی رنگ روغن و آبرنگ رو بذارن جلوم نمیتونم تشخیص بدم.
برگشت گفت فردا ( یعنی امروز شنبه) چیکار داری. من هم گفتم هیچی. الواطی. گفت که من فردا گالری خودم نقاشی میکشم بیا اونجا. هر چی دوست داری بکش. گفتم اینقدر وضعم خراب نیست که هنر درمانی ام کنید. خسته ام. گیر داد که بیا اگه کاری نداری. من هم گفتم قول نمیدم .شاید اومدم.
این شد که امروز بعد از ظهر ما در گالری این خانم گذشت. و این نقاشی که این بالا میبینید اولین اثر هنری من هست که در تاریخ ثبت شده.
بذارید یک ذره تکنیکی تر در موردش حرف بزنیم.
این هنرمند برای خلق این اثر هنری از دو تکنیک بسیار ویژه و بدیع استفاده کرده . رنگ زمینه با استفاده از کاردک به کاغذ کشیده شده و بقیه اش رو با قلم مو. ( ببینید چقدر خلاقیت به کار برده شده!) . رنگی که برای تاج این خانم ( لطفا با خانم مارچ سیمسون اشتباه نشود) نشان دهنده اصالت کار این هنرمند هست – که خودش نفهمید چرا رنگ فیروزه ای مورد نظر این رنگی در اومد- و فرم بسیار ویژه لبها که شما اصلا نباید فکر بکنید چون خراب شد این مدلی شده, نشان از راز پنهانی در صورت این زن داره!
ولی خدایش ها. ونگ گوک هم حتی یک دونه از نقاشیهاش رو تو دوران زندگی اش نفروخت. دنیا رو چه دیدی. شاید صد سال بعد ( در حدود سال دوهزار و صد وهفت) این نقاشی رو سر آغاز یک دوران جدید مدرنسیم شناختن. شاید صد سال بعد همین نقاشی با قیمت دویست میلیون دلار تو یه حراجی تو لندن به صاحب اون موقع گوگل فروخته شد. و بعد گوگل با افتخار اعلام کرد که ما اون موقع تو روزنگار اینترنتی ! این هنرمند تبلیغ میدادیم!! هی هی هی. چه روزگاریه. همه بعد از مرگشون شناخته میشن.
در هر حال , چون این اثر هنری با الهام از عکس این مجسمه کشیده شد و خوب چون قرار بود جوون در بیاد اما نمیدونم چرا در نیومد, اسمش رو گذاشتم مادر بزرگ مصری من! در ضمن گوشهاش قراره بعد از خشک شدن رنگها با زغال اضافه بشه که این خودش یک تکنیک به این اثر اضافه میکنه!
در آخر اینکه اولین اثر خودم رو به صنم گلم, آذر عزیز وریرای دوست داشتنی تقدیم میکنم که تولد هر سه تاشون امروز هیجده نوامبر بود. تولدتون مبارک و همیشه شاد و سالم باشید.
پی نوشت: اولین بارم بود که نقاشی کشیدم با قلم مو. خیلی لذت بخش بود. خیلی.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.