کلمه بازی

بقیه حرف هایم را باور نکن. کلمه اش «احتیاج» است. «احتیاج».

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای کلمه بازی بسته هستند

زن گفت:
«از من گذشته بود. یعنی نه. از او گذشته بود. از او گذشته بودم. تمامش کرده بودم. زجر کشیده بودم. دردش را تمام کرده بودم. گریه‌هایم را خشکانده بودم. بغضم را خورده بودم. آنقدر اسمش را گفته بودم که معنایش را از دست داده بود. سرد شده بودم. وسوسه‌هایم را کشته بودم. همه زمستان را جنگیده بودم با خودم. باغ‌هایم را حتی سبز نکردم برای بهار. چیزی را دیگر در من زنده نمی‌کرد حسم را خورده بودم. اصلا تمامش کرده بودم. تمامش کرده بودم.»
به اینجای حرفش که رسید بغضش را خورد و به جایش آه کشید. ادامه داد: «حق نداشت. حق نداشت….»
نگاهش کردم و فهمید که باز رسید سر خط، همان کلمه دو حرفی ممنوع: «حق»

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

وسوسه سرخ من برای تسلیم
و دست و پا زدن‌های تبدار تو برای بقا
آیا این همان« لحظه نامحدودی که دو خورشید به هم خیره شدند» نبود؟

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

ته داستان این است که اینجا نیستی و این دیگر دردی نیست که رویا بافی مرهمی برایش باشد.

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

آنکه گفت از رسوایی می‌ترسم
از جادوی دست‌هایت هیچ نمی‌دانست

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

روزمره های پریودی- شنبه

شنبه تعطیل بی حوصله تابستانی انگار پنیر است که آفتاب کش اش می دهد. تمام نمی شود. نه حوصله کار است ؛ نه درس؛ نه آدمیزاد؛ و نه حتی قدم زدن به مقصد آن نیمکت قهوه ای زیر آن درخت بزرگ وسط جنگل کنار دریاچه پشت خانه. این یعنی جریان جدی است.
از آن وقت هایی است که کلید پیش گریه است و سکوت؛ اما من همچنان سودای مبارزه با کلید را دارم. زورکی می نویسم و بغضم را قورت می دهم.

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای روزمره های پریودی- شنبه بسته هستند

دوست و رفیق یکی نیستند. حداقل برای من یکی نیستند. با آدم‌های زیادی رفاقت می‌کنم. عزیزند و رفیق. می‌شود با آنها خندید،سفر کرد و مستی داشت. اما نمی دانم با چند نفر دوستم. راستش دفعه اول که فکر کردم ببینم به چند نفر می‌توانم بگویم دوست،‌ترسیدم. حقیقتش این است که سال‌هاست دوستی به آن معنا که همه زندگی‌مان را بدانیم ندارم. شاید چون اصلا لزومی نمی‌بینم که هیچ کس غیر از خودم همه زندگی‌ام، همه نقاب هایم، همه نقش هایم را بشناسد. یک لحظاتی است که اصلا خود سکوت است. خود من است. دوست ندارم با کسی قسمتش کنم. یعنی عزیزتر از آنند که تعریف شوند. بنابراین این لحظات می‌ماند برای خودم. بقیه چیزهایم را که ولو است و همه می‌دانند یا اگر بپرسند می‌گویم. یک وقتی هم هست که هوس درددل می‌کند آدم. برای آن هم آدم کم است. کسی که قضاوت نکند. فقط بشینی حرفت را بزنی و سبک شوی و طرف حرف نزند و ایده ندهد و مسبب پیدا نکند و یک کلام فقط گوش کند حتی بدون آنکه هی بگوید می‌فهمم می فهمم. آن هم کم است. این درد دل ها هم می‌رود پیش همان لحظات تنهایی. کلا آدمی که بشود با او در سکوت سفر کرد کمیاب است.

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

کاج

از سفر بازگشته‌ام اما خودم را یک روز صبح روی یک تپه سبز جا گذاشتم. یک تپه سبز مشرف به کو‌ه‌های پر کاج هنوز برفی. از سفر بازگشته‌ام اما خودم را یک روز ظهر روی سنگ‌های یک دریاچه جا گذاشتم. یک دریاچه آبی محصور میان درختان کاج. از سفر بازگشته‌ام اما خودم را یک عصر کنار یک مرداب نیلوفر جا گذاشتم. یک مرداب ساکت میان درختان انبوه کاج.
خودم را که جا گذاشتم، اما دلم هوس دستانی با عطر سوزنی‌های کاج را دارد.

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای کاج بسته هستند

Roxana Saberi On Her Imprisonment In Iran

اولین مصاحبه رسمی رکسانا صابری بعد از آزادی اش امروز در رادیوی ملی پخش شد.
متن مصاحبه صابری با ملیسا بلاک از ان پی آر را اینجا بخوانید و بشنوید. دیدن گالری عکس‌ها هم پیشنهاد میشود.

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای Roxana Saberi On Her Imprisonment In Iran بسته هستند

Hey Joe

Hey Joe, where you goin’ with that gun in your hand
Hey Joe, I said where you goin’ with that gun in your hand
I’m going down to shoot my old lady
You know, I’ve caught her messin’ around with another man
I’m going down to shoot my old lady
You know, I’ve caught her messin’ around with another man
And that ain’t too cool
Hey Joe, I’ve heard you shot your woman down,
shot her down, now
I said I’ve heard you shot your old lady down,
You shot her down to the ground
Yes I did, I shot her
You know, I caught her messin’ round, messin’ round town
Yes I did, I shot her
You know, I caught my old lady messin’ around town
And I gave her the gun
I SHOT HER!
Hey Joe, alright
Shoot her one more time, baby
Hey Joe, said now
Where you gonna run to now?
Where you gonna run to?
Hey Joe, I said where you gonna run to now?
Where you, where you gonna go?
Well, dig it
I’m goin’ way down south,
Way down to Mexico way
Alright!
I’m goin’ way down south,
Way down where I can be free
Ain’t no one gonna find me
Ain’t no hangman gonna,
He ain’t gonna put a rope around me
You better believe it right now
I gotta go now
Hey Joe, you better run on down
Good by everybody
Hey Joe, uhh
Run on down

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای Hey Joe بسته هستند