بایگانی نویسنده: لوا زند

روزمره

امر شده از خلسه مان بیاییم بیرون. با توجه به فصل امتحانات و فشار کاری پایان سال مالی باید روزهای پرتشویشی رو بگذرونم. اما مشوش نیستم. آرامم. برای خودم هم عجیبه. اما فکر میکنم به این نتیجه رسیدم که من … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای روزمره بسته هستند

ققنوس

خلسه ام را دوست دارم. سکوتم را بی وزنی ام , بی وزنی مطلقم را پروازم را, سلولهایم رشد میکنند. رشد سلولها دردناک است. استخوانهایم می شکنند و قلمه ای برای استخوان جدید نیست. به خاکستر فکر میکنم و رویش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای ققنوس بسته هستند

لحظه های اردیبهشتی

هوای بارانی صندلی های خیس در بالکن چوبی کتاب های نخوانده مشق های ننوشته افکار پریشان ذهن خسته تلفن خاموش بی صدا, بی زمزمه, بی موسیقی برگهای سبز سبز سبز رزهای اردیبهشت در باغچه پیرزن همسایه عشق بازی لبهایم با … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای لحظه های اردیبهشتی بسته هستند

شاید بد نباشد… هرکدام از ما که حتی یکبار به خاطر جنسیتمان تحقیر شدده ایم… همه مایی که سینه هایمان را در زیز قوزمان و بلندی مقنعه مان پنهان کرده ایم. همه ما که از مردی که از روبرو در … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

کنفرانسی یک روزه در مورد خاورمیانه در استنفورد

Department of Cultural and Social Anthropology at Stanford have organized a one-day symposium on May 17, 2007. With the working title “The State of Middle East Studies: Knowledge Production in an Age of Empire,” this cross-disciplinary event seeks to address … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای کنفرانسی یک روزه در مورد خاورمیانه در استنفورد بسته هستند

چند نکته بهداشتی کوچک

وبلاگهای فارسی خواننده های معدودی دارند و شاید نتونیم در آینده نزدیک هم به بازده آموزشی وبلاگهای فارسی فکر کنیم, اما گاهی گفتن از تجربیات و آموخته ها مخصوصا اونهایی که در فرهنگ ما از نگفتنی هاست و گاهی حتی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای چند نکته بهداشتی کوچک بسته هستند

پیری و…

یه ماه و نیم قبل یک قوطی روغن زیتون صدف خریدم که هم آشپزی سالم تری کنم و هم این روغن رو برای سالاد امتحان کنم. ما با این روغن نیمرو زدیم. ماکارانی پختیم. ته دیگ گذاشتیم. بادمجون سرخ کردیم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای پیری و… بسته هستند

یادمه دختری بود که به ” روابط عمومی” مشهور بود. بهترین بازی سالهای زیادی از دوران کودکی اش خودکار به دست گرفتن و مصاحبه کردن با عمو و عمه و خاله و دایی بود. یادمه دوستایی این دختر بهش میگفتن … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

درخواست

از خواننده های این وبلاگ کسی هست که خانم شیرین عبادی رو به نحوی بشناسن؟ مثلا شاهد فعالیتهای روزانه شان باشن یا در سخنرانی ها و برنامه های ایشون شرکت کرده باشن؟ به همچنین میخوام بدونم کسی هست که در … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای درخواست بسته هستند

مهاجرت و خشونت خانگی

خشونت خانگی معمولا وقتی واقع میشه که یکی از طرفین به دنبال قدرت در خانواده و کنترل فرد یا بقیه افراد خانواده هست. در جوامع سنتی معمولا تقسیم وظایف به این صورته که مرد نان آور خونه و مرجع تصمیمات … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای مهاجرت و خشونت خانگی بسته هستند