بایگانی نویسنده: لوا زند

دلم برای ایران تنگ شده. نقشه می‌کشم که سال بعد اگر بروم چه کارها که نکنم. کجا ها که نروم. دلتنگی مسخره‌ای است. نمی‌دانم دلم برای کوچه و محله و شهر تنگ است یا برای کسی یا برای خاطره‌ای. با … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

درخواست کمک

من برای طراحی یک فلایر دانشگاهی به کمک یک طراح گرافیست احتیاج دارم. دانشگاه در سطح بین‌المللی شناخته شده است و جدای اجر معنوی و کمکی که به من می‌کنید برای رزومه‌ هم خوب است. اگر کسی مایل به همکاری … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای درخواست کمک بسته هستند

نفرین

الهی ! همه مرفه‌هان بی‌دردی را که تلوزیونشان کانالی دارد که فوتبال نشان می‌دهد و ساعات زندگیشان طوری است که می‌توانند فوتبال ببیند را از دم جمیعا سوسک بگردان.

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای نفرین بسته هستند

فرض کنید آدم این همه مدت ننویسه بعد بیاد بگه که من تازه دیروز فهمیدم اوشین طفلکی گیشا بوده!‌ باز خیلی بیشتر از ظرفیت دو دست و دو پا هندوانه برداشته ام . عاقل نخواهم شد.

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

روزی که سیاستمدران ما فرق بین صحبت در مجامع بین‌المللی را با خطبه گویی در منبر حسینیه محل درک کنند, روزیست که باید جشن ملی اعلام شود. .

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

این لینک‌های کنار اینجا نه در فایرفاکس درست دیده می‌شوند نه در سافاری. رویا گفته که باید همه را دوباره در بلاگ رولینگ وارد کنم. من که آدم این کار نیستم. کسی راه بهتری سراغ ندارد؟ از آن بالایی اگر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

توفیق اجباری

پرواز آتلانتا به سکرمنتو را به خاطر تاخیر دوساعته پرواز قبلمان از دست دادیم و شب ماندگار شدیم در آتلانتا. خاله جانمان آمده فرودگاه دنبالمان و قرار شده امشب را اینجا اطراق کنیم. فعلا که بوی قورمه سبزی همه خانه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای توفیق اجباری بسته هستند

با میزبانانمان که خداحافظی کردیم همراهم گفت که نسل آدم‌های خوب کم شده اما برنیافتاده. من کاملا موافق بودم

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

شبح اپرای پاریس

بدون شک یکی از بی‌نظیرترین تجربیاتی بود که تا حالا داشتم. نوشته روجا در همین رابطه داستانش را دوران نوجوانی خوانده بودم و تقریبا هیچی از داستان یادم نمانده بود. تجربه تاتر موزیکال آن‌هم نه هر تاتری بلکه این تاتر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای شبح اپرای پاریس بسته هستند

سکوت این‌روزهایم را دوست ندارم. دلم برای نوشتن در اینجا تنگ شده. دست و دلم به نوشتن نیست. می‌دانم گذری است و دوباره پر خواهم شد از نوشته. لابد وقتی به همان زندگی شلوغ همیشگی برگردم. اینجا خانه دوم من … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند