بایگانی نویسنده: لوا زند

بیست و هشتم دسامبر دو هزار و یازده

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بیست و هشتم دسامبر دو هزار و یازده بسته هستند

بیست و هفتم دسامبر دو هزار و یازده

دم در بار، دوتا نوجوان از ما پرسیدند که سیگار داریم. ما همین ده دقیقه قبل آخرین نخ را شریکی کشیده بودیم. عین همین را گفتم بهشان. یکی گفت خب اگه میخوای سیگار ندی بگو نمیخوام بدم چرا دروغ میگی. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بیست و هفتم دسامبر دو هزار و یازده بسته هستند

بیست و ششم دسامبر دو هزار و یازده

غمگینم تو نیستی و من الان لازمت دارم وسط اینهمه چراغ و آدم و ماشین و صدا

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بیست و ششم دسامبر دو هزار و یازده بسته هستند

بیست و پنجم دسامبر دوهزار و یازده

اینم از کریسمس مست ما در یه برجی بالای شهری که هیچ وقت نمی‌خوابه.

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بیست و پنجم دسامبر دوهزار و یازده بسته هستند

بیست و چهارم دسامبر دو هزار و یازده

هی نشستم اینا رو دیدم، بعد هی فکر کردم چی بهتر از اینکه آدم یه سطل رنگ برداره با یه قلم‌مو، تو این بعد از ظهری که پرنده پر نمیزنه بره خیابون نقاشی. تو که نیستی که.

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بیست و چهارم دسامبر دو هزار و یازده بسته هستند

بیست و سوم نوامبر دو هزار و یازده

تا صبح زیر باران راه رفتیم. تا فی‌ها خالدونمون خیس و سرد بود. اما حال غریبی بود، شراب به دست راه رفتن از خیابون ۱۱۹ تا خیابون ۱. یک جا کنار دیواری نشسته بودیم بعد از نیمه شب و هات … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بیست و سوم نوامبر دو هزار و یازده بسته هستند

بیست و دوم دسامبر دو هزار و یازده

هزار کاکلی شاد در نگاه تو هزار قناری خاموش در زبان من ای‌کاش…

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بیست و دوم دسامبر دو هزار و یازده بسته هستند

بیست و یکم دسامبر دو هزار و یازده

دو تا بطری شراب خریدیم. یه چند تا برش هندونه و پرتقال، یه کارتون از جلوی یه مغازه ای کش رفتیم. یه جای کف خیابون هفتم (چندتا چهارراه اونور میدون تایمز) نشستیم مراسم شب یلدا برگزار کردیم به چه عظمت. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بیست و یکم دسامبر دو هزار و یازده بسته هستند

بیستم دسامبر دو هزار و یازده

یه برنامه‌ای بود تو صدای آمریکا در خصوص اهمیت آموزش مسائل جنسی و اینکه چقدر در یک رابطه‌ای مثل ازدواج مهمه. به مامان تکست دادم که اینو ببین. بعد از برنامه برام نوشت که: مامان جان مرسی. خیلی خوب بود. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بیستم دسامبر دو هزار و یازده بسته هستند

نیویورک نیویورک

هی فکر کردم اینو بگم یا نه، اما در هر حال من یک دو سه هفته‌ای در نیویورک( upper west side) خواهم بود. (به لطف عزیزی که خونه‌اش رو در اختیارم گذاشته) بنابراین اگه اون طرف‌ها و اهل تفریحات ارزون … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای نیویورک نیویورک بسته هستند