بایگانی ماهیانه: مارس 2008

روسری مهم‌ترین خطر پیش‌روی دمکراسی غربی

ما از کارآیی‌های این روسری‌ بی‌خبر بودیم. از سر افتادنش در کشور خودمان می‌شود عامل سست کردن حکومت و از سر کردنش هم باز می‌شود همان در سویس! ولی دمکراسی که با روسری به خطر بیافتد واقعا ایول گفتن دارد. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | ۲ دیدگاه

افغان ایدل!

خوب به سلامتی و میمنت، فرهنگ آمریکایی راه خودش را پیدا می‌کند و به کوکاکولای تنها هم بسنده نمی‌کند. ستاره سازی بخش اعظمی از این فرهنگ است. باید یکی باشد که بگوید کوکاکولا بنوشید یا نه! سومین ستاره افغان انتخاب … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای افغان ایدل! بسته هستند

حال و روز

گاهی هم اصلا نباد حرف زد و فقط باید شنید. نه فقط صدا را که نوک زدن درختان را و شکوفه‌های صورتی و سفید را و گل‌های صدبرگ را و بنفشه‌های روی ایوان را و باهار را. من عاشق بهارم. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | ۲ دیدگاه

نوروز و امید

دلم می خواست ایران بودم. ولی می دانم که خیلی از ایرانی ها در نوروز بی نشاط ایران از کشور می گریزند. می روند دوبی و مالزی و کجا و کجا. من البته به نشاط فامیل توجه دارم که می … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | ۵ دیدگاه

عیدتان مبارک

صدای بغض آلودم را ببخشید. خواستم خود این روزهایم باشم. این روزها که نه. فقط امروز. فقط نوروز. صدایم را اینجا بشنوید Download file عکس سفره هفت سین مان است. پیشکش شما.

منتشرشده در بلوط | ۱۹ دیدگاه

فقط برای اینکه یادم بماند بخش دیگری از نوجوانی ام هم رفت.

آرتور سی کلارک در نود سالگی در گذشت.

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای فقط برای اینکه یادم بماند بخش دیگری از نوجوانی ام هم رفت. بسته هستند

بهار

۱. از غیر از بهار و نوروز حرف زدن خیانت است این هفته ۲. می‌خواهم بهاریه‌آم را اینجا حرف بزنم. دست به نوشتن نمی‌رود. دلم حرف و صدا می‌خواهد. ۳. چقدر خوب است که سبزه سبز می‌کنیم و خانه تکانی. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | ۶ دیدگاه

یکشنبه‌ها با برگ و رنگ

بهار پشت در است. عکس بهاریه احسان است برای من و برای یکشنبه‌های برگی و رنگی من!

منتشرشده در بلوط | ۱ دیدگاه

Because Words Matter! Ellen DeGeneres’ Respond:

منتشرشده در بلوط | ۲ دیدگاه

My License For Bitching!

۱. یک بار عکس مگان را اینجا گذاشته‌ام. (‌همان که روز شکرگزاری خانه‌شان بودیم). تعریف می‌کرد که زمان دانشگاه ته‌برگ‌های رای‌هایش را جمع کرده بود و با آن‌ها روی دیوار اتاقش نوشته بود : My License For Bitching! همین. ۲. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | ۷ دیدگاه