My License For Bitching!

۱. یک بار عکس مگان را اینجا گذاشته‌ام. (‌همان که روز شکرگزاری خانه‌شان بودیم). تعریف می‌کرد که زمان دانشگاه ته‌برگ‌های رای‌هایش را جمع کرده بود و با آن‌ها روی دیوار اتاقش نوشته بود : My License For Bitching! همین.
۲. در یک مهمانی دوستانه خانمی بود حدودا چهل ساله. تعریف کرد که با آنکه بیست سال است در امریکاست تازه شهروندی امریکا را قبول کرده ( خودش مال انگلیس بود)‌ چون که با سیاست‌های خارجی امریکا موافق نبوده و نیست و نمی‌خواهد شهروند رسمی این کشور باشد. حالا اگر نکنه اینکه چقدر انگلیس و امریکا سیاست‌های خارجی‌شان شبیه به هم است را در نظر نگیریم به بحثی که در آن جمع درگرفت می‌رسیم که تقریبا همه با حرفش مخالفت کردند که تنها راه تو برای عوض کردن شرایط وقتی در مصدر قدرت نیستی رای دادن‌است که آن‌هم مستلزم این است که شهروند رسمی باشی.
۳. این نوشته مجید خیلی خوب حرف مطلب را ادا کرده است.
۴. قیاس مع‌الفارق است؟ راه دیگری هم مانده؟ مطلب مکالمات ذهنی را دوباره خوانی کنید.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.