افاضات انتخاباتی

اینها را از دفتر انتخاباتی براک اوباما می نویسم.

فردا قرار است روز مهمی باشد. برای خیلی ها. توضیحات فنی را علی و امید خیلی خوب نوشتند. در این
دو هفته گذشته آنقدر اتفاقات عجیب و غریب و دور از ذهن افتاد که واقعا پیش بینی رقابت فردا را غیر ممکن می‌کند. دوست دارم و از صمیم قلب امیدوارم اوباما برنده رقابت فردا باشد هرچند اگر نتایج همانطور که پیش‌بینی ها نشان می‌دهد باشد باید تا معلوم شدن نتایج آخرین ایالت‌ها در ماه مارس منتظر ماند.
نمی‌دانم آیا به صحبت‌های میشل اوباما تا به حال گوش داده‌اید یا نه اما این زن چیزی را در من زنده می‌کند. روحیه‌ای که مدت‌ها نداشتم و شاید اگر حرف‌های دو روز قبلش در دلور نبود من هم قرار نبود تا آخر شب اینجا بمانم.
از مک‌کین می‌ترسم. کافیست یک جستجو در حرف‌هایش من‌باب سیاست خارجی مد نظرش بکنید. هر چند به قول دوستی از مردم مملکتی که ریگان و بوش پدر و دوبار هم جناب جورج بوش را انتخاب کردند هیچ بعید نیست. اگر انتخاب شود باید منتظر سلسله جنگ‌های بیشتری هم بود.
انتخابات -مخصوصا در این هفته آخر- مرا به شدت یاد انتخابات دور اول خاتمی می‌اندازد. همان‌باری که برای اولین پوستر خاتمی را به خانه آوردم. اولین باری که عکس یک آخوند به خانه ما آمد. مادرم می‌گفت آخوند اخوند است و پدرم می‌گفت هنوز خیلی جوانی. ولی من هنوز آن عکس کوچک روی آینه و پوستر بزرگش پشت در اطاقم را یادم است.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.