همینطوری

دوستی مذهبش را تغییر داده. چند شب قبل در فروشگاهی دیدمش. گفتم کجایی بابا. کم پیدایی. گفت در گیر این مراسم مذهبی و جلسات و اینهایم. خندیدم و گفتم حالا شهادت طلب انتحاری نشو و از خودشان جلو نزن. گفت. تو نمی فهمی.
فکر کنم خیلی از مردم به ظواهر دینشان ایمان میاورند نه آن چیزی که اصل مذهب می گویند. چون اگر نگاه کنیم اصل فلسفه ادیان یکی است. راستش نمی دانم این نو ایمان آورندگان از قبیل همین دوست من چقدر عمق فلسفه دین قبلی و جدیدشان را مطالعه کرده اند. البته اگر از لحاظ موسسه های اجتماعی به قضیه نگاه کنیم شاید این تغییر دین بهانه ای باشد برای وارد شدن به موسسه های جدید و دیدن افراد تازه. در هر حال مذاهب هم یک جور مدرسه فکری خودشان اند با موسسات اجرا کننده تئوری هایشان.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.