نگاهی به تحول رشته مطالعات زنان از سال ۱۹۷۰ در آمریکا

به مناسبت بزرگداشت ماه مارس «ماه تاریخ زنان» برنامه «بهم بیشتر بگو»ی رادیوی ملی مردمی، میزبان افرادی‌است که به نحوی به ساخته‌شدن تاریخ زنان کمک کردند. این برنامه نگاهی دارد به تحول رشته مطالعات زنان در دانشگاه‌های آمریکا.
In honor of Women’s History Month, Tell Me More is hosting a series of conversations about the contributions of women in history. Host Michel Martin speaks with Beverly Guy-Sheftall, president of the National Women’s Studies Association, about the evolution of women’s studies programs in American universities.
این برنامه را اینجا بشنوید.

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای نگاهی به تحول رشته مطالعات زنان از سال ۱۹۷۰ در آمریکا بسته هستند

من گمشده بعد از مهاجرت را این وبلاگ پیدا کرد

رئیس جدیدی برای مرکزمان آمده بود و جلسه معارفه بود. یک مقدار در مورد خودش و سوابقش حرف زد و گفت حالا بیاید یک بازی بکنیم که «یخ‌هایمان آب شود». گفت اگر قرار باشد در یک کلمه خودتان را معرفی کنید، آن کلمه کدام است؟
فکر کردم بگویم ایرانی؟ مهاجر؟ زن؟ دانشجو؟ فمینیست؟ خاورمیانه‌ای؟ شهروند جهانی؟ فرزند ارشد؟ مسافر؟ نوبتم که شد، گفتم: بلاگر
بقیه این مطلب را اینجا بخوانید

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای من گمشده بعد از مهاجرت را این وبلاگ پیدا کرد بسته هستند

از روزنامه نگاران پناه‌جوی ایرانی حمایت کنیم

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای از روزنامه نگاران پناه‌جوی ایرانی حمایت کنیم بسته هستند

بالاخره پیدایش کرده‌بودیم. برای خودش داستانی شده بود این کت که در هیچ جای جهان انگار یا آن رنگ پیدا نمی‌شد یا اندازه من، اما بالاخره پیدایش کرده بودیم. آنهم درشهری وسط برف و یخ، جاییکه اصلا گمانش را هم نمی‌کردیم. در قسمت حراج خورده‌ها. طبقه دوم. اتاق پرو هم نداشت.
کت را داد دست من و گفت که می‌رود یک پیراهن برای زیرش پیدا کند. یک دفعه تنم داغ شد. فکر کردم تا برود و بیاید نمی‌رسم به اتاق پرو طبقه اول. دور و برم هم خلوت نبود. زدم به سیم اخر. رویم را کردم طرف دیوار و پالتو و هرچه که زیرش بود را در آوردم. کت را همانطور تک پوشیدم و تنها دکمه‌اش را که روی نافم بود بستم. روی شلوار مرتبش کردم، آب دهنم را قورت دادم و برگشتم.
تا از آن سر سالن به من برسد، باز همه جهان بنده‌ آمده بود و همه چیز غیر از او ساکن بود. آمد. هوس خالص بودم. نگاه کرد و لب گزید. گفتم اندازه است. گفت مبارک است. مبارک بود.

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

تو این مملکت دکتر رفتن یه چیز تو مایه‌های خارج رفتنه از لحاظ توان مالی جریان!‌

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

یک گلدان لاله قرمز

صدای زنگ ساعت، بغض
کامپیوتر،‌کار، فراموشی
«به قانون رسما، تنی تو فقط تن»
تلفن، پیغامگیر
زنگ در، امضا، یک گلدان لاله قرمز
یک گلدان لاله قرمز، بغض
تلفن، پیغامگیر
کامپیوتر، کار، فراموشی
تلفن،‌ دوست، فهم
چای، نقل
تلفن، پیغامگیر
تلفن، یک گلدان لاله قرمز، بغض
کامپیوتر، کار، فراموشی
رها، غرور، عشق
تلفن،‌ بابا، بغض
تلفن، پیغامگیر
کامپیوتر، کار، فراموشی
ودکا، عق، هق هق
آب داغ، کتاب، آب داغ
«به چشمی که فصل تگرگه»
تلفن، تو، …
چای، کتاب‌فروشی، تلفن، پیغامگیر
تلفن، پیغامگیر
ایمیل، دیلیت
تلفن، دوست، بغض
«به این سال و ماه شکسته»
آب داغ، هق هق
آرامش، شام، زیتون
منا، عشق، غرور
بابا، مامان، چای، بوسه، کادو، گرما، تعلق
ایمیل، تشکر، تشکر، تشکر
پیاده‌روی نیمه شب، سیگار، یک گلدان لاله قرمز
وبلاگ، تصمیم، تردید
تلفن، دوست، بوسه‌ای بر ستاره‌ها
تیغ، موهای ریخته کف حمام، کله صاف
بیست و نه سالگی

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای یک گلدان لاله قرمز بسته هستند

Free Fall

The Ripp
by Portishead

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای Free Fall بسته هستند

احساسات متناقضی با این موهای در حال بلند شدن (الان دیگه باید پنج سانتی‌متر شده باشند) مشکی شده دارم. رفتم یه بلایی سر رنگ قرمزش بیارم، اما مشکیه به سفیدها رحم نکرده. همه رو گرفته. یه جوری تقلبیه خودم رو دیشب تو آینه دیدم. زنی که من نیستم. رنگ مشکی با سفیدهای موهام همون کاری رو کرده که لبخند‌های روی صورتم با دلم می‌کنن. زنه توی آینه خیلی تقلبی بود. رنگ مشکی به اندازه خودم بازیگر خوبی نیست.

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

حالا دیگه می‌دونم صفحه چتش چه شکلیه. اون چند اینچ دنیا رو هم که فکر می‌کردم فقط سهم منه،‌ حالا دیگه می‌دونم بین بی‌شمار پنجره قسمت می‌شه. دیگه حتی تو اون چند اینچ هم احساس امنیت ندارم.

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

یعنی اگه امسال سبزه سبز نکنیم،‌ پس چه سالی سبز کنیم؟

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند