آدمها به گل‌هایشان به چشم بچه‌هایشان، به چشم اعضای خانه نگاه نمی‌کنند. گل اغلب یک وسیله تزئینی است (که هست). مردم به گل‌هایشان می‌رسند. واقعا هم به گل‌ها آب می‌دهند، و سعی می‌کنند کود و خاکشان را هم به موقع برسانند. اما این رسیدن با اینکه گل و گیاه اعضای خانه آدم باشد فرق دارد. با اینکه یک مجسمه باشد روی طاقچه که آدم هفته‌ای یکبار گردگیری‌اش کند فرق دارد. آدم‌ها اگر از پس بچه دار شدن برنیایند، سعی می‌کنند بچه‌دار نشوند. آدم اگر بداند که خانه‌اش نور ندارد، که یادش می‌رود به گل آب بدهد، که خاک را نمی‌تواند عوض کند، که همه اش مسافرت است، گل نمی‌آورد توی خانه‌اش که بعد بمیرد و غصه بخورد. آدم می‌خواهد بچه‌اش را هر روز ببیند. در تقویم نمی‌نویسد که هفته‌ای دو روز باید به بچه‌ام غذا بدهم. آدم که هر روز برود پای گلدان، می‌فهمد که خاک الان خشک است یا نه. حالا می‌خواهد یک روز بعد از آب دادن باشد یا هفت روز. آدم اگر هر روز با بچه‌اش حرف بزند، بعد اگر بچه بگوید فلان جایم درد می‌کند، یک حشره روی برگ، را نمی‌گذارد تا نوبت آب دادن بعدی، ببرد دکتر، حشره را بردارد. شته را بکشد. آدم اگر برود مسافرت به بچه نمی‌گوید دو هفته توی این اتاق بمان من برمیگردم زود بهت غذا می‌دهم! آدم هوای خانه را برای سلامت بچه تنظیم می‌کند. می‌دانید می‌خواهم چه بگویم؟ اگر در خانه گل دارید باید برایشان وقت بگذارید. حالا نه اندازه حیوان و بچه. اما هر روز باید به سراغشان رفت. ببینید وضعشان چطور است. رویشان را باید به سمت آفتاب عوض کرد یا نه. خاکشان چطور است. اگر دو هفته مسافرت هستید، باید برایشان یک فکری بکنید. نمی‌توانید فقط یک روز در میان آب دهید، که برای خیلی از گل‌ها خیلی میزان زیادی آب است، و بعد بگویید چرا مرد. نمی‌توانید خاک خوب برایش آماده نکنید و بعد بگویید چرا مرد. که دو هفته یکبار به سراغش نروید چون کاکتوس است! گل‌ها جان دارند. حیات می‌آورند به خانه، به دنیا. حواستان باشد. #plants #houseplants #elcerrito #elcerritohome #home #livewall

A post shared by Leva.Zand (@levazand) on

آدمها به گل‌هایشان به چشم بچه‌هایشان، به چشم اعضای خانه نگاه نمی‌کنند. گل اغلب یک وسیله تزئینی است (که هست). مردم به گل‌هایشان می‌رسند. واقعا هم به گل‌ها آب می‌دهند، و سعی می‌کنند کود و خاکشان را هم به موقع برسانند. اما این رسیدن با اینکه گل و گیاه اعضای خانه آدم باشد فرق دارد. با اینکه یک مجسمه باشد روی طاقچه که آدم هفته‌ای یکبار گردگیری‌اش کند فرق دارد.
آدم‌ها اگر از پس بچه دار شدن برنیایند، سعی می‌کنند بچه‌دار نشوند. آدم اگر بداند که خانه‌اش نور ندارد، که یادش می‌رود به گل آب بدهد، که خاک را نمی‌تواند عوض کند، که همه اش مسافرت است، گل نمی‌آورد توی خانه‌اش که بعد بمیرد و غصه بخورد.
آدم می‌خواهد بچه‌اش را هر روز ببیند. در تقویم نمی‌نویسد که هفته‌ای دو روز باید به بچه‌ام غذا بدهم. آدم که هر روز برود پای گلدان، می‌فهمد که خاک الان خشک است یا نه. حالا می‌خواهد یک روز بعد از آب دادن باشد یا هفت روز. آدم اگر هر روز با بچه‌اش حرف بزند، بعد اگر بچه بگوید فلان جایم درد می‌کند، یک حشره روی برگ، را نمی‌گذارد تا نوبت آب دادن بعدی، ببرد دکتر، حشره را بردارد. شته را بکشد. آدم اگر برود مسافرت به بچه نمی‌گوید دو هفته توی این اتاق بمان من برمیگردم زود بهت غذا می‌دهم! آدم هوای خانه را برای سلامت بچه تنظیم می‌کند.
می‌دانید می‌خواهم چه بگویم؟ اگر در خانه گل دارید باید برایشان وقت بگذارید. حالا نه اندازه حیوان و بچه. اما هر روز باید به سراغشان رفت. ببینید وضعشان چطور است. رویشان را باید به سمت آفتاب عوض کرد یا نه. خاکشان چطور است. اگر دو هفته مسافرت هستید، باید برایشان یک فکری بکنید. نمی‌توانید فقط یک روز در میان آب دهید، که برای خیلی از گل‌ها خیلی میزان زیادی آب است، و بعد بگویید چرا مرد. نمی‌توانید خاک خوب برایش آماده نکنید و بعد بگویید چرا مرد. که دو هفته یکبار به سراغش نروید چون کاکتوس است!
گل‌ها جان دارند. حیات می‌آورند به خانه، به دنیا. حواستان باشد.

این نوشته در بلوط ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.