بایگانی نویسنده: لوا زند

LUV

فردا- یعنی دیگه الان،‌ چون ساعت دو صبحه- تولد بهترین خواهر دنیاست. ما از اون خواهر‌هایی نیستیم که همیشه در حال حرف زدن باهم باشیم. یه وقتایی یه هفته هم میشه که بهم زنگ هم نمی‌زنیم. اما منا یه خاصیت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای LUV بسته هستند

از در و دیوار که می‌گن میریزه،‌ حکایت امروز من بود و هست.

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

پارمیدای من کوش؟

سلام امیروسین! بالاخره می‌خوای دو کلوم راجع به «پارمیدا» در آهنگ جاودانه «پارمیدای من کوش؟»* بنویسی یا خودم دست به کار شم؟ این تبعیضی که تو بین «لی لی» و «پارمیدا» می‌ذاری اصلا قابل قبول نیست. * از عشق تازه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای پارمیدای من کوش؟ بسته هستند

حدس بزنید*

کور شوم اگر دروغ بگویم. ساعت شش و هشت دقیقه صبح است. من هشت دقیقه قبل، راس ساعت شش، با صدای مهیب یک انفجار در خواب و زنگ موبایلم از خواب پریدم. خواب دیدم در مدرسه جادوگری هری پاتر هستم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای حدس بزنید* بسته هستند

چرا می‌گویند دنیا کوچک است؟ هیچم کوچک نیست. آنقدر بزرگ است که حتی به رویاها هم باید پوزخند زد وقتی فاصله‌ – این فاصله لعنتی- آن‌ها را می‌کشد. — سوال بی‌ربط: کسی از مصر اینجا را نمی‌خواند؟

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

رعشه

و این شب لعنتی صبح نمی‌شود….نمی‌شود…

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای رعشه بسته هستند

مسافر

کیوان بود که نوشته بود: «خوب شد رفتی، دوری ات شاعرم کرده عجیب…» من می‌خوانم: رفتنت نشانم داد که چه شاعر بودم با تو…

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای مسافر بسته هستند

کوهان شتر اونوقت؟

یکی از حقوق مردان بر زنان به عنوان حسن تبعل آن است که زن خود را همواره در حوزه مسائل جنسی آماده نشان دهد مگر در مواردی که دین از آن بازداشته است. البته در همان موارد خاص و ممنوع … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای کوهان شتر اونوقت؟ بسته هستند

چیزه، ملت، دوستان عزیز،‌لاسیدن حق مسلم شما (‌و بنده) است، اما مطمئن باشید طرف جریان هم می‌‌داند قصد شما همین است و یک دفعه شب چهارم نیاید بگوید عاشقتان شده!‌ آنوقت است که باید جد و آبادتان را در قبر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

جاده اسم منو فریاد می‌زنه*

رانندگی یکی از لذت بخش‌ترین تفریحات زندگی منه. تا چند وقت قبل جزو ارزون‌ترین‌هاش هم بود که با این قیمت بنزین دیگه نمی‌شه گفت ارزونه. هرچند هنوز سیصد مایل رو می‌تونم با چهل و پنج دلار برم و خوب این … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای جاده اسم منو فریاد می‌زنه* بسته هستند