همینطوری

من از اون دسته آدم‌هایی بودم که ملت روشون نمی‌شد بگن زشته, می‌گفتن بامزه‌ است. هیچ وقت از هیچکی, حتی مادرم, نشنیدم که بگن کک و مک‌هام قشنگه و باید دوستشون داشته باشم. عوضش تا یادمه خرج دکتر پوست بود واسه یه کرمی که روی این‌ها رو بپوشونم یا هراس از آفتاب تابستون که مبادا این‌ها پر رنگ‌تر بشن.
تازه دارم یاد می‌گیرم که قیافه و هیکل و پوستم هرچی که هستن, جزیی از منن. جز که چه عرض کنم. خود خود منه. تازه دارم یاد می‌گیرم که زن بودن من با همه این‌ها پیوند داره. با کک و مک‌هام و موهای فرفری گاه و بیگاه تراشیده‌آم. تازه دارم یاد‌ می‌گیرم که خودم و بدنم و زن بودنم رو دوست داشته باشم. شاید فقط پنج شش ساله که از زن بودن خودم, همینی که هستم دارم لذت می‌برم.
مدل عشق‌بازی آدم‌ها فرق داره. یه فرمول ثابت وجود نداره که بشه گفت این استانداره و بقیه رو با اون سنجید. من اگه حرف می‌زنم فقط می‌تونم از عقاید خودم حرف بزنم. از مسایلی که برای من تو این حیطه مهمه.
برای من مهم نیست که وقتی می‌رم توی تخت توی تمام تنم یک خال مو هم نباشه. من ساعت‌ها وقت نمی‌‌ذارم که خودم رو آماده یک بخش خوب از زندگی بکنم. هیچ وقت نخواستم بدنم رو شکل بدن ستاره‌های پورن بکنم. از همون اولین باری که یک همچین فیلمی دیدم به این نتیجه رسیدم که حتی برای زن‌های همجنسگرا یا دو جنسیتی نیست. یک صنعت کاملا مردونه است. مرد‌هایی که مثل تمام بخش‌های دیگه عالم مثل تاریخ و سیاست و جامعه‌شناسی و حقوق اینبار با فیلم و سرگرمی دارن استاندارهای خودشونو به زن‌ها دیکته می‌کنن. زن‌های مرمری این فیلم‌ها واقعی نیستند. من دلم می‌خواد توی تخت واقعی باشم. موهای بدن من هم بخشی از وجود منن. مگه من برای خوابیدن رو صورتم کرم پودر می‌زنم که کک و مک‌هام معلوم نشه که حالا بخوام بدنم رو کامل بتراشم؟
من از سوتین متنفرم. خب به درک که سینه‌ها پخش می‌شه. من راحتم. به نظر من سوتین‌‌ها زجرآور ترین اختراع تاریخ بشریت بودن. از شکنجه تا دم مرگ بردن بوسیله تو آب انداختن هم بدتر. اصلا چه معنی داره آدم بخواد یه بخش بدنش رو همینطور صاف بکشه بالا که برجسته به نظر بیاد. (‌فرض کنید یه شورتی بود واسه آقایون که عوض شریفشون رو همینطور همه روز صاف بالا نگه می‌داشت). شاید واسه همینه که من در شش سال گدشته فقط دوتا سوتین خریدم اونهم واسه اون سرکار رسمی که داشتم. تازه خودم هم پولش رو ندادم. کادو بودن.
این‌ حرف‌ها یه مدته که تو ذهنمه. مخصوصا اون بخش راجع به برداشتن همه مو‌ههای بدن. یه سری معیار تو جامعه ما وجود داره که بعد از یکی دو نسل خود زن‌ها هم متوجه نمی‌شن از کجا اومده و نهادینه می‌شه تو وجودشون. مثل همین معیار زیبایی که هم ردیف شده با نداشتن مو تو هیچ جای بدن. شاید اگه ما فکر می‌کنیم که این قشنگه به خاطر اینه که سال‌هاست دارن قشنگی رو اینطور به خورد ما می‌دن. صنایع لوازم آرایش و تبلغات و پورن و ستاره سازی همشون محصولات جوامع مردسالارن. من دلم نمی‌خواد به این‌ها تن بدم.