بایگانی ماهیانه: می 2008

مامانته؟ آخی!!

ما از طریق چهار‌دیواری این قجری نازنین (‌زند به قجری بگه نازنین یعنی یک سونامی تاریخی) به یک جایی رسیدیم که همه‌اش را یکجا خوردیم! من حالا از وقتی آینجا را خواندم هی به این فکر می‌کنم اگر من قرار … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | ۴ دیدگاه

جالب است که آدم‌ها چطور نه در کلام و نوشته و نگاه که در سکوت و قهر و خاموشی خود واقعی‌شان را نشان می‌دهند. بزرگ شدن گاهی خوب است. کاش همه بتوانند روزی روی خوبش را هم تجربه کنند. حتی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

By the way, my friend was a lesbian!

اتفاق جالبی امروز افتاد. گفتم بد نیست افکارم را با صدای بلند اعلام کنم. دوستی امروز خبر داد که برنامه شباهنگ صدای امریکا از وبلاگ تو نقل قول کرده است. رفتم و گوش دادم. دیدم این پستاست. خوب دستشان هم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای By the way, my friend was a lesbian! بسته هستند

یک شبانه‌روز مهیب و طوفانی رو پشت سر گذاشتم و الان معنی آرامش بعد از طوفان رو با تک تک سلول‌های تنم درک می‌کنم. واقعا استرس چه نمی‌کنه با آدم.

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند