بایگانی ماهیانه: دسامبر 2012

حالا هم اینطور نبوده که کسی بوده باشه منو چسبونده باشه تنگ دیوار گفته باشه همینی که هست و می‌خوامت و راه در رو هم نداری. کسی هم اینطور نبوده.  نمی‌دونم شاید دارم به خودم دروغ می‌گم. چون وقتی حس … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

شب یلدای تنهایی بود. تا دیر وقت کار کردم. هیچکی نه سراغی گرفت نه دعوتی کرد. تقصیر خودم هم بود که اینقدر تو این دی‌سی تو لاک خودم رفتم که همه بی‌خیال شدن. رفتم تو بد غاری. به یکی از … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

Instagram

Ready to take off

منتشرشده در عکس | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای Instagram بسته هستند

از آخرش بدم میاد از اونجا که دستاشونو وا میکنن آدمو بغل کنن بخوابن، اونجا فقط شونه های یه نفر رو میخوام و وقتی یادم میاد که دستا مال اون نیست، غمم میشه. همه قبل از آخرش باید برن از … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

Instagram

Stranger

منتشرشده در عکس | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای Instagram بسته هستند

Instagram

منتشرشده در عکس | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای Instagram بسته هستند

Instagram

منتشرشده در عکس | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای Instagram بسته هستند

Instagram

Friends

منتشرشده در عکس | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای Instagram بسته هستند

Instagram

منتشرشده در عکس | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای Instagram بسته هستند

و اون لحظه های فرودگاهی که آدم باید باید باید بپره. باید دلشو بکنه، بذاره تو ماشین و خودش پیاده شه که بره یه ور دیگه. بازم یه ور دیگه…

منتشرشده در بلوط | دیدگاه‌ها برای بسته هستند