Sex and the Women!


این پست خشایار بهانه نوشتن چند خط پایین شد.
یکی از دلایلی که باعث خواهد شد من به هیلاری کلینتون هیچ وقت به عنوان یک زن قدرتمند نگاه نکنم جریان شوهرش با مونیکا لوینسکی است. هیلاری در آن زمان تصمیم گرفت که نقش یک زن خوب و نجیب و خانم و خانواده دوست را بازی کند و همه رادیکال فمینیزمش را کنار بگذارد و بیاید کنار شوهرش بیایستد. این انتخاب شخصی اش بود؟ باشد. قبول. ما هم احترام می گذاریم. خود من نمی دانم اگر وحید برود با یک نفر دیگر بخوابد تصمیم چه خواهد بود. درست است که این مسئله خط قرمز رابطه های من بوده و خواهد بود اما واقعا آنقدر شخصی است که به خاطرش نمی توان به کسی خورده گرفت.
اما من عقیده دارم هیلاری کلینتون از همان موقع می دانست که برنامه اش برای ده سال بعد چیست. می دانست که روزی برای رده های بالای دولتی اقدام خواهد کرد و آن موقع تصمیم گرفت که بماند و نقش یک خانم معصوم نجیب قربانی را بازی کند که با تمام خیانتی که بهش شده بازهم به ارزشی به اسم خانواده آمریکایی احترام می گذارد و به خاطر حفظ این ارزش از عصبانیت شخصی اش و حقش برای جدایی از مرد خیانتکار* خواهد گذشت.
اما بیل کلینتون تنها مرد خیانتکار آمریکایی نبود. فرماندار نیوجرسی سه سال قبل به گی بودنش اعتراف کرد ( گویی که گی بودن جرم است و باید به آن اعتراف کرد) فرماندارنیویورک هم که همین چند وقت قبل به خاطر رابطه اش با یک دختری هم سن و سال دختر خودش مجبور به استعفا شد. شهردار دیترویت هم مسملا آخریش نیست. حالا چیزی که این وسط عجیب به نظر می رسد این است که در تمام نطق هایی که این افراد برای عذرخواهی از مردمشان ترتیب داده بودند خانم هایشان هم اگر نه دست در دست بلکه کنارشان ایستاده اند و گویی از خیانت همسرشان دفاع می کنند. جریان چیست؟ هیلاری نمونه همه شان شده است و فردا خانم همسایه می گوید تو اگر زن زندگی بودی مثل هیلاری می چسبیدی به زندگییت؟ شاید هم بگویند اصلا تقصیر خودت بود که مردت رفت با یکی دیگر خوابید؟
مسئله ای که باید در نظر گرفت این است که نظام مردسالار به شدت در جامعه طبقه بالای آمریکایی نهادینه شده است. به عبارتی این طبقه بزرگترین پرورش دهندگان زنان عروسکی اند. ( توجه شما را به خانم باربی شکل جنرال مک کین جلب می کنم) البته حالا نه عروسک لزوما به شکل باربی. منظورم منفعل بودن است. این زنان یاد میگیرند که در رده های بالا بهتر است حرف نزنند یا مثلا مثل خانم لورا بوش و دخترشان بروند کتاب قصه برای بچه ها بنویسند و بخوانند. برای این زنان حفظ ظاهر از هر امری واجب تر است. هرچه باشد نوادگان اسکارلت اوهارو یند. حالا این حفظ ظاهر همان امری است که اگر در یک کشور مثلا آسیایی انجام شود می شود نمونه بارز تحجر و عقب ماندگی زنان و مردان.
یک مسله دیگر هم شاید این باشد که این زنان برای ماندن در این طبقه مجبورند با مرد خیانتکار باقی بمانند. این جامعه به شدت بر روی روابط برقرار شده روابطی که پایه های همان جامعه مردسالار است. یکی از دروسی که زنان این طبقه از اجتماع باید بیاموزند این است که شاید هرگز موقعیت فعلی شان تکرار نشود.
اگر بخواهیم منصفانه تر به قضیه نگاه کنیم شاید بشود تقصیر را هم اندکی به گردن رسانه ها انداخت. معمولا در این طور مواقع رسم است که فرد خاطی میاید و یک عذرخواهی می کند. رسم هم شده که افراد خانواده اش هم به نشانه همبستگی با خیانتش بیایند کنارش جلوی دوربین بیاستند. حالا اگر این خانواده به خصوص همسر فرد راضی به بازی کردن این نقش نشود توجه رسانه ها به جای مرد به زن معطوف می شود. احتمالا این چیزی نیست که زن در آن شرایط بخواهد. این وضعیتی بود که همسر فرماندار نیوجرسی مدتی بعد از کنار شوهرش قرار گرفتن در جریان اعتراف/ عذرخواهی اش بیان کرد که شرایط سختی داشته و نمی خواسته که تبدیل به نقش اول داستان شود.
حالا دلیل این رفتار زنان هرچه که باشد متاسفانه تعداد برخوردهای این چنینی کنار مردخیانتکار باقی ماندن و نطق دادن روز به روز دارد بیشتر می شود. آنهم در جامعه ای که زنان قبل از اینکه از دایره بسته خشونت در خانواده بیرون بیایند به طور متوسط هشت بار به طرف فرد آزار دهنده یا خیانتکار برمی گردند. این افراد که صحبتشان همیشه در رسانه هاست ناخواسته تبدیل به مدلی میشود که جامعه زنان را آنگونه میخواهد. اگر فلانی گذشت کرد تو چرا نمی گذری؟ تو که دیگر از همسر ریس جمهور بالاتر نیستی. متاسفانه هیلاری کلینتون بدعتی را -حداقل برای همدوره ای های من- شروع کرد که تمام همقطارانش سالها برای نسخش تلاش کرده بودند. شاید اگر آن موقع قدرتمند جلوی خیانتکار می ایستاد الان اینهمه نیاز به اثبات قدرتش نداشت و کارش ساده تر بود.
راستش در این مواقع زن دوم خیلی بیشتر در کانون توجه قرار می گیرد تا همسر قانونی مرد. حالا من هم سوال خشایار را تکرار می کنم. چرا ما به این قضایا توجه نمی کنیم؟ آیا دیگر تمام حقوقمان را در این مملکت گرفته ایم و تنها باید به اثبات برتری جلوه های زنانه مان بپردازیم؟ ظاهرا وضعیت زنان کشورهای دیگر آنقدر بغرنج است که باید بیخیال اینجا شد؟ سرنوشت فمینزیسم هم ظاهرا با بقیه جنبش های آمریکایی دارند همه با هم به قعر چاه می روند.
اگر منبعی در این زمینه دارید که این بحث را بیشتر باز کرده لطف کنید در بخش نظرات بگویید.
* اگر من این واژه مرد خیانتکار را هی تکرار کردم منظورم یک وجه از شخصیت بیل کلینتون است. من معتقدم آدمها وجه های گوناگونی دارند و این ها باعث نمی شود که کلینتون یکی از بهترین روسای جمهور آمریکا نباشد. همانطور که اخلاق گند نویسنده محبوب من چیزی از ارزشهای قلمی اش کم نمی کند.
پی نوشت: لطفا بحث نقد را با مقایسه ادغام نکنید که خودت ببین که چه کشور آزادی است که مرد میاید در کنار خانواده اش می ایستد و عذرخواهی می کند و ما الان نمی دانیم تکلیف سردار زارعی چیست! وقتی آدم منتقدانه نگاه می کند یک جامعه را از درون موشکافی می کند نه در مقایسه با کشور های دیگر. در ضمن همیشه شک کنید اگر یک جا بوق و کرنا کردند که ما آزادترین کشور دنیایم. ایران و آمریکا خیلی بیشتر از اینها شبیه همند!




20 دیدگاه در “Sex and the Women!

  1. Balootak jaan,
    It’s obvious that how hard is for them to stand beside their husbands …but I think you agree if your husband has a high rank position in govermnet, you need to stand beside him in the public(at least for a while), no matter what’s going on in your private lives, don’t you?
    Leva: I don’t know. And i don’t think so. For me,you have be loyal to your personal commitment first, to be able to do your duties in your public commitment, however, as i mentioned in my post, even if it is their personal decision, it sounds odd to me that almost all of them follow a same pattern of public act. Don’t you agree that people’s personal feeling are different?

  2. لوا جونم
    من با این دلیلی که اوردی برای رای ندادن به هیلاری – به عنوان تنها دلیل البته – موافق نیستم و میدونم که تو دلایل دیگری هم داری که هم اینجا، در بلوط، و هم در مکالمه های دیگرمون به اونها اشاره کردی پس از این مساُله که بگذریم مطلب تو و خشایار یه مساله ای رو به ذهن من میاره و اون هم استانداردهای دوگانهَ یک جامعهُ مدنی است که در یک روند سالم باید روز به روز کمتر بشوند ولی من چیزی از این کم شدنشون نمی بینم: به فرض مثال ما هیچ نمونه ای از یک شوهرِ سیاستمدار زنی ، که خود او هم میتواند صاحب مقام سیاسی باشد یا نباشد، نمی بینیم که در کنار زن خیانتکارش در مقابل خبرنگارها و رسانه ها بایستد. ایا باید فکر کنیم که زن ها خیانت نمی کنند ؟ نه، ولی برای شوهران بسیار کار پسندیده ایست که از زوجهُ خیانتکارشان جدا شده و نقش یک قربانی بیگناه رو در انظار عمومی بازی کنند. مساله ای که بطور حتم به محبوبیت این شوهر میافزاید در شرایط متقابل از محبوبیت زن می کاهد.

  3. “نوادگان اسکارلت اوهارو”
    من با این تیکه حرفت مخالفم. به نظرم اسکارلت ناخواسته یک فمنیست تمام عیار بود. کجا سکوت کرد؟ حق همه مردایی رو هم که اومدن دور و برش گذاشت کف دستشون. تنها ایرادش عشق احمقانه اش به آشلی بود که با توجه با ۱۵ سالگیش قابل فهمه و اصلن با کاری که هیلاری کلینتون و بقیه می کنن قابل مقایسه نیست.
    من این حضرات رو می زارم تو دسته زنان آویزون و اسکارلت رو ستایش می کنم به خاطر کارهاش.
    البته بقیه حرفاتون کاملن مورد تایید.

  4. اینکه هیلاری کلینتون رو ترک نکرد لزوما برای نشان دادن وفادار بودنش به ارزش‌های خانواده در آمریکا نبود. به قول تو از همون موقع هم می‌دونست که یک روز به این موقعیت خواهد رسید. حفظ روابط الیگارشیکش با رئیس جمهور محبوبی مثل کلینتون از همه چیز مهمتر بود. تو آمریکا سیاست تو الیگارشی‌ها دست به دست می‌شه. جرج بوش هیچ چیز خاصی برای رئیس جمهور شدن نداشت الا اینکه پسر رئیس جمهور قبل از کلینوتن بود. حتما هیلاری برای دخترش چلسی هم از این نقشه‌ها دارد. در حالیکه اوباما بدون استفاده از همچین امتیازهایی یک تنه خودش را تا اینجا کشونده.
    به هر حال من که تو آمریکا نیستم ولی از اینجا که اینطور به نظر می‌رسه.

  5. اینکه هیلاری کلینتون رو ترک نکرد لزوما برای نشان دادن وفادار بودنش به ارزش‌های خانواده در آمریکا نبود. به قول تو از همون موقع هم می‌دونست که یک روز به این موقعیت خواهد رسید. حفظ روابط الیگارشیکش با رئیس جمهور محبوبی مثل کلینتون از همه چیز مهمتر بود. تو آمریکا سیاست تو الیگارشی‌ها دست به دست می‌شه. جرج بوش هیچ چیز خاصی برای رئیس جمهور شدن نداشت الا اینکه پسر رئیس جمهور قبل از کلینوتن بود. حتما هیلاری برای دخترش چلسی هم از این نقشه‌ها دارد. در حالیکه اوباما بدون استفاده از همچین امتیازهایی یک تنه خودش را تا اینجا کشونده.
    به هر حال من که تو آمریکا نیستم ولی از اینجا که اینطور به نظر می‌رسه.

  6. بلوط عزیز با حرفهات موافقم فقط جای سوال اینجاست که بنظرت در کشوری مثل آمریکا که از خیانت فقط یک کلمه باقی مانده وگرنه کراهت اون سالهاست که ازبین رقته، این موضوع چقدر مهم است؟ شما بهتر از من میدونی که مرد و زن آمریکایی (اکثریتی زیاد)خیلی پایبند این موضوع نیستند…و هیلاری هم به نفوذ بیل نیاز داشت و ماند…به نظر من خیلی خیانت موضوع مهمی در تصمیم گیری سیاسی نیست و همه جای دنیا وجود دارد…. همین ایران وخودمان…. بدتر از آمریکاست…فرقش فقط این است که همان رسانه ای شما اسم بردید در ایران “وجود خارجی” ندارد. به هر حال من نظرم را دادم ولی با باقی قضایا موافقم
    شاد باشی
    لوا:
    سلام فهمیم جان
    خوب به نظر من اصلا اینطور نیست که کراهت خیانت در امریکا از بین رفته باشد. شاید قانونی مثل سنگسار یا مجازات وجود نداشته باشه اما امریکایی ها- و نه هنرپیشه های هالیوود که برای روی جلد مجلات باقی موندن تن به هرکاری می دن- هنوز این قضیه یکی از تابوهای بزرگشون به حساب میاد و من اصلا ندیدم که کراهت این قضیه از بین رفته باشه. اتفاقا مسایلی که به نحوی به زندگی خانوادگی افراد مربوط میشه بشدت در تصمیمات سیاسی بقیه نسبت به اونها موثره. هنوز بخش بزرگی از امریکا به زندگی خانوادگی معتقدند و فکر می کنند باید حفظش کرد. افراد درون خانواده هنوز نسبت به افراد تنها مزیت های خیلی بیشتری از لحاظ قانونی و اقتصادی دارند.
    اینها برداشت من توی این جامعه است. اگر بقیه نظری غیر از من دارند و امریکا رو جور دیگه دیدن خوشحال میشم بیان و بگن.

  7. لوا جان کلیت حرفت را متوجه هستم. اما خودت فکر نمیکنی حتی خودت هم استاندارد دوگانه برقرار کرده ای؟ وقتی پای ریاست جمهوری کلینتون میشود قابلیتش برای رئیس جمهور بودن خوب را از اخلاقیات خانوادگیش جدا میکنی اما برای هیلاری همچین
    مزیتی قائل نمیشوی؟
    لوا:
    سلام انار جان
    شاید به قول تو و روجا دلایل من برای عدم حمایت از سناتور کلینتون منطقی نباشد اما الگویی که الان در حال تکرار است و شاید کلینتون بدعت گذارش را بود را چطور میشود توجیه کرد؟
    اگر به سناتور کلینتون به چشم یک کاندیدای ریاست جمهوری نگاه نکنیم و فقط به عنوان یک فمینیست فعال دهه هشتاد و نود ببینمیش که برای پیشبرد اهداف سیاسی اش یک دفعه در جا زد؟

  8. Hi,
    About Hillary I guess she saw this day and that’s why she stayed with Clinton because she knew in the future she would get more credit as the president’s wife instead of president’s ex wife.
    She did it just for her self because unlike many of the political wives she is not just a trophy wife(or as you said Barbie wife) and you can see that in her campaign she always refers to Clintons time and she knows herself as a part of that and I’m sure you’ve heard her famous sentence that says:
    “America needed a Clinton to clean after Bush Father and now we need another clinton to clean after bush”
    About other women I don’t have any opinion but I guess this article could help

  9. لوا جان، با اینکه آدم هرگز نمی‌دونه که در زندگی خانوادگی یک انسان، چه رییس‌جمهور و چه هر کس دیگه‌ای چی می‌گذره، ولی شاید بتونم بگم با حرفت در مورد هیلاری موافقم. منتها فکر می‌کنم به این نکته شما توجه نمی‌کنی که در مورد اون فرماندار و سایرین که مثال زدی، وکلای زنه و وکلای مرده پشت صحنه دارن بحث و فحص می‌کنن که اگه توی این سخنرانی کنارش وایسه می‌شه دو میلیون دلار، اگه توی سخنرانی دوم هم بغلش وایسه می‌شه ۳ میلیون دلار به علاوه حق حضانت بچه‌ها. امریکاست‌ها فدات شم! خر هم مجانی واسه آدم نمی‌رینه
    لوا:
    من رسما کشته مرده این مثال هیولای شما شدم.
    اتفاقا این بحثی رو که توالان گفتی در مورد پول پشت پرده تیوری بود که یک نفر دیگه هم گفت و گفت اینها چیزهایی نیست که جلوی دوربین بیاد و خوب معمولا مردم جلوی دوربین همه چی رو نمی گن. .

  10. The fact that Iranian and North American societies are not that different from each other is a bitter reality- for people who live in North America or those who dream to live there. There is still discrimination between women and men in the work place, from salary to the job opportunities, you name it.

    You brought up an interesting issue in this post so I like to write what I personally think. I am very surprise that you look for nobility and loyalty in politicians. I do not have much respect for politicians in general. However, I would never think considering one’s personal life as long as they can make a good president, similarly that I do not consider their religious beliefs. If I had the choice between Bush and Clinton, I would defiantly vote for Clinton. I really do not care what he has done in his personal life, as long as he knows how to run a country and provide economical, political, and … stability for the society because those are the factors that can make a difference in my life, the lives of people around me or even the whole world.

    As for Hilary, of course she knew she would run for presidency in future. If she would have divorce his husband, do you think she would have any chance of become a president in a semi-conservative society such as US. She is a politician first and a woman second. I think there is not anything wrong with that as long as she knows what she wants in her life. I would never stay with unfaithful husband but I would never judge someone who does.

  11. لوا جان , من کاملن متوجه منظورت شدم . اصلن بحث اخلاقیات در بین نیست . یا اینطور بگم : اینجا بحث اخلاقیات اجتماعی مطرح نیست , هرچند که در بین عامه ی مردم هنوز این نوع اخلاقیات جائی داره و تمام کسانی که در آمریکا قصد دارند وارد کار سیاست بشن سعی می کنند که در طول زندگی وجهه خوبی از خودشون به جا بگذارند و یک جور هائی خودشون رو مسیح عصر حاضر یا مریم مقدس نشون بدن … اما فکر می کنم در کل منظور اصلی تو اخلاقیات سیاسی هستش . از یک رئیس جمهور , بخصوص یک دمکرات انتظار میره که بیشتر از این حرف ها شجاعت داشته باشه و با قدرت تر عمل کنه یا به عبارتی در کنش ها , واکنشی برنده تر نشون بده … حالا میشه از دو جهت به همین مورد خاص هیلاری و بیل کلینتون نگاه کرد : یک اینکه فکر کنیم مسئله کاملن احساسی بوده و خیانت بیل برای هیلاری مسئله ی بزرگی نبوده و چیزی میون این دو تغییر نکرده … اگر یادت باشه رسوائی بیل کلینتون به خاطر رابطه داشتن با یک زن نبود , بیشتر به خاطر این بود که دروغ گفت و کتمان کرد و بعد مجبور به اعتراف شد و باعث رسوائی خودش شد … حالا سوال اینجاست : آیا بانوی اول آن روز و رئیس جمهوری فرضی فردای آمریکا نباید به همسرش در مورد ضد اخلاق سیاسی بودن شهادت دروغ و کتمان حقایق مستند هشدار می داد ؟ این همه خنثی بودن در مورد فردی که ادعای توانائی اداره کردن بزرگ ترین اقتصاد دنیا رو داره قابل قبوله ؟ فرض دوم اینکه خانم کلینتون با تمام ناراحتی که از این مسئله داشت سکوت کرد تا آینده ی سیاسی خودش رو به خطر نندازه … باز هم اینجا به مشکل بزرگی بر می خوریم . آیا کسی که حاضره برای رسیدن و موندن بر سر قدرت , چشمش رو روی هر چیزی ببنده می تونه رئیس جمهور خوبی برای امریکا یا که نه , هر جای دیگه ی دنیا باشه ؟ آیا تضمینی هست که فردا دوباره این کار رو در مورد مسائل خیلی بزرگتر و خطیرتر نکنه ؟
    چیز دیگه ای که می خواستم بگم و تو اشاره ای بهش کردی اینه که من از یک رئیس جمهور انتظار دارم که وظایف خودش رو خوب انجام بده . یک رئیس جمهور خوب به معنی یک انسان بی عیب و نقص نیست . همونجور که یک هنرمند یا مدیر یا صنعتگر یا هرکس دیگه خوب … خوب اینجا به معنی کامل و بی عیب و نقص بودن در تمام شئون نیست ( بگذریم از اینکه خود اخلاقیات هم مفاهیمی مطلق نیستن و فرهنگ به فرهنگ و حتی شخص به شخص , معنای اونها می تونه فرق بکنه . جیزی که برای من زشت و بده می تونه برای تو خوب و زیبا باشه …). راستش اصلن به من ربطی هم نداره که مثلن فلان موزیسین مورد علاقه من در زندگی خصوصیش چی جور آدمیه . من ازش موسیقی خوب می خوام . بذار هر جور می خواهد باشه . اگر آدم خوبی نبود بدا به حال خانواده و اطرافیانش که رابطه فردی باهاش دارن . به من چه مربوط ؟ حالا اینجا میشه با این استنتاج چشم بر روی خیانت بیل بست و گفت زندگی خودشه , به من ربط نداره ؟ شاید آره , شاید هم نه ! اما در مورد منفعل بودن هیلاری هم می شه قضیه رو انقدر شخصی دونست ؟ من فکر نمی کنم .
    بگذریم . من نه حق رای دارم و نه حتی امریکا هستم :) ) پس علی القاعده نباید به من ربطی داشته باشه . اما از طرفی فکر می کنم که وقتی کشوری مثل آمریکا به خودش اجازه می ده که نقش ژاندارم جهانی رو بازی کنه پس من هم باید لااقل حق داشته باشم در این مورد فکر کنم و نظر بدم .

  12. البته اگر دعوام نمی کنی ٬ من هم نظرم رو بگم.
    این که یک موضوع از چه دیدگاهی و چه زاویه ای و توسط چه شخصی مورد قضاوت قرار بگیره خیلی مهمه. مثلا: بیل کلینتون بی تربیت ( من نمی گم خیانتکار ـ آخه چه معنی داره یه رییس جمهور …):
    در نهایت انچه بیشتر از ارتباطش با مونیکا٬ مورد سرزنش قرار گرفت٬ دروغ و انکاری بود که در این زمینه گفت و هنوز هم من از هر آمریکایی می پرسم٬ عموما از دروغی که گفته شد شکایت دارند.یعنی عموما میگن که چرا دروغ گفت و منکر شد و ظاهرا کسی با اصل بی تربیتی یا همان خطا مشکلی نداره( بعد از رو کردن مدرک DNA… قبول کرد که در این زمینه دروغ گفته). مورد دیگر اینکه شاید از دیدگاه هیلاری و یا سایر افرادی که اسم بردی٬ این اعمال خطا محسوب بشه و خیانت محسوب نشه ( اینجاست که قضیه جاودان نسبیت انشتین به درد می خوره).
    شاید خط قرمز برای این افراد معانی دیگری داشته باشد. شاید از دیدگاه این افراد اینگونه موارد و یا بقول تو خیانت ها ٬ قابل بخشش باشد و یا این افراد خود می دانند که در مقابل این گونه موارد باید از خود چه واکنشی نشان دهند.روابط انسانی و واکنش ها در عین ظرافت دارای پیچیدگی های خاصی هم هست که بعضا در رسانه ها شاید دیده نشه.
    اگرچه از دیدگاه من هیلاری شخصی است که به دنبال کامل کردن عناوین شغلی اش و بستن رزومه اش با عنوان اولین رییس جمهور آمریکاست و بس ولی٬ همچنین معتقدم که عکس العمل اش در مقابل بی تربیتی شوهرش (‌خیانت) چیزی از فیمینیست بودن یا نبودنش کم نکرد. یعنی اصولا دو مورد جدا از هم هستند. به نظر من سکوت و یا ادامه زندگی مشترکش با بیل در تضاد با فمینیست بودنش نیست.
    پی نوشت :
    ۱- البته یه نظر فاشیستی هم هست که میگه : بالاخره داشتن شوهر گاهی خطا کار از بی شوهری بهتره ٬ حتی در آمریکا.
    ۲- این جامعه پیچیدگی های بسیاری داره و اینگونه موارد ( اینکه افراد خطا کار به همراه همسران خطا ناکار میرن پشت میکرفن و اقرار می کنند ) هم جزیی از این پیچیدگی هاست.
    ۳ـ میبینم که گاهی این رسانه ها٬ بد اثر گذار هستند …
    ۴- میشه یه باره دیگه اثبات کنی که نظام مرد سالار ( در صورت وجود) به شدت چطوری در جامعه طبقه بالای آمریکایی نهادینه شده است.

  13. mishe beporsam age amrica enqad shabihe irane shoma v ilo taiefatoon chi shod k kandin oomadin amrica??chera barnemigardin iran?? ki jolotooono migire?? az nazare eqtesadi k ” b sheddat bimare” v kamare khanevadeie daneshjooeie shomaro dare mishkoone. az nazare azadi ham k farqe chandani ba iran nadare!!khob pasho boro dige!!
    لوا:
    روزبه جان. بنده عرض کردم بحث نقد و مقایسه را قاطی نکنید. آدم باید نگاه منتقدانه داشته باشد نسبت به جامعه ای که در آن است. والا من هم نمیگویم که دیگر هیچ وقت در ایران زندگی نخواهم کرد. برای درس خواندن اینجا هستم. در مورد طایفه مان هم باید از خودشان پرسید.
    راستی اگر این یک دلیل نبود شما کسی که خارج از کشور است و منتقد را با چه سلاحی می کوبیدید؟

  14. Leva joon salaam,
    man nasim hastam. I was supposed to come here and leave a message for you. it was so nice to see you @ Nazy’s place the other day. here is my email: nasimalem@yahoo.com
    do let us know if you are coming to Berkeley or SF. It would be fun to hang out and do something fun together. be Vahid ham az tarafe man kheili salaam beresoon.
    keep in touch :)
    By the way I just read your post about clinton and I agree with you. people think of Hilary as the strong woman. but the irony is that the women in Asian/middle eastern countries have already had their chance as a president.