غذایی اتیوپیایی خوردید تا حالا؟ نکنه فکر میکنید تو اتیوپی که غذایی نیست…. خوشمزه ترین چیزی هست که تا حالا خورده بودم.
سعید و فاطمه دوتا فراری سیاسی از اتیوپی هستن. از اتیوپی فرار میکنن و میرن قطر. هفت سال توی قطر کار و زندگی کردن تا کارهای مهاجرتشون درست شده و اومدن اینجا.
من حتی نمیدونستم اتیوپی دیکتاتوری داره و مردمش مبارز سیاسی میشن.
موسسه ” درهای باز” فرستادشون پیش من واسه پیدا کردن کار. رفتم خونشون.فاطمه با اونکه انگلیسی بلده زیاد حرف نمیزنه. راستش سعید همش حرف میزد.
گفتم چه کاری میخواهید؟ گفتن هرکاری که بشه باهاش شروع کرد و بتونیم پول جمع کنیم که یه ماشین بخریم. گفتم میخواهید تو رشته خودتون کار کنید؟ هر دوتا گفتن: نه و خسته شدن و میخوان یه مدت یه تجربه دیگه داشته باشن. یه تجربه ساده. خسته به نظر میرسیدن.
اولین کاری که پیدا شد تو یه خانه سالمندان واسه فاطمه بود. مصاحبه اش خراب شد چون سعید میخواست بره تو و مسول مصاحبه خوشش نیومد. کلی طول کشید تا توضیح دادم که اینجا خود فرد باید حرف بزنه. اگه حرف زدنش خوب هم نباشه مهم نیست اما مسول موسسه میخواد ببینه که کارگرش چه حدی داره نه شوهرش. سعید غذر خواهی کرد.
خونشون ساده و آروم بود. یه سری کارهای دستی که خود فاطمه درست کرده بود به در و دیوار آویزون بود. اونروز به من کوکا کولا دادن. گفتم اگه کار پیدا کردین باید واسه من غذای اتیوپیایی بیارین.
صبح دیدم با یه ظرف غذا اومدن. فاطمه من رو بغل کرد و گفت اون کارگاه نجاری که واسه سعید هفته قبل رفته بودیم قبولش کرده و از دوشنبه قراره سعید بره سر کار.
سعید لیسانس مکانیک داره و فاطمه فوق لیسانس ادبیات.
————————————–




18 دیدگاه در “

  1. بهتر از دیروز! جای شما خالی امروز با یکی از دوستان رفتیم پابوس درکه…
    حالا یک سوال فنی، اصولا آدم‌هایی شبیه به فاطمه و سعید چند درصد شانس آن را دارند که در رشته‌هایی که تحصیلاتشان مرتبط با آنها است مشغول شوند؟
    لوا: خوب این یه سوال خیلی فنی هست. ببین بستگی داره.
    بستگی به این داره که چی رو بخوان. یعنی سعید میخواد بره تو یه کارخونه یا شرکتی همون کاری که تو قطر یا اتیوپی میکرد رو بکنه و فاطمه بره دبیر دبیرستان بشه. خوب این خیلی سخته.
    واسه کار فنی البته شرایط بهتر هست. اگه شانس داشته باشن یا بتونن فقط جایی بره تو که کارآیی خودش رو نشون بده امکان اینکه کار و در آمد خوبی داشته باشه هست. اما روند عادی اش این هست که باید مدرکی از اینجا داشته باشه یا مدارکش رو به یه دانشگاه یا مرکر نمره گذاری بفرسته تا ببینه از اون دانشگاهیی که اون مدرک گرفته چه واحدهایی رو اینجا قبول میکنن. اما نظر شخصی من این هست که بهترین کار واسه این مدل آدمها که کار فنی هم کردن اینه که یه دوره کوتاه مدت اینجا برن و یه مدرکی از اینجا بگیرن ( به اصطلاح جواز ایالتی) بعد برن تو بازار کار. اونوقت خودشون رو اونجا نشون بدن. بعد از یه مدت هم پول مهندسشون رو بخورن. ( فاکتور زبان هم فراموش نشه و سیستم متریک که تو امریکا نیست و این خیلی تو کارهای مهندسی مهمه)
    اما کسی مثل فاطمه شانس کمتری داره. چون برای معلم شدن باید یه سری دوره ها رو گزروند و از اینجا مدرک داشت. فاکتور زبان هم خیلی مهمه. اما کاری مثل کتابداری یا کارهای کامپیوتری همیشه گزینه هست.
    از طرفی میتونه همون رشته خودش رو -اگه تو دانشگاههای اینجا چیزی مثل ادبیات اتیوپی باشه که من نمیدونم- ادامه بده. امکان داره واحد هایی رو قبول کنن و این بستگی به دانشگاهیی داره که ازش فارغ التحصیل شده.
    اما پدرام جان. این مدل ادامه کار تو کشور مبدا خیلی شرایط مختلفی داره. نمیشه یه فاکتور واسه همه صادر کرد. به خود آدم خیلی بیشتر بستگی داره.
    چقدر حرف زدم. درکه خوش گذشت؟

  2. ‏سلام
    ‏دو تا از دوستهای من پارسال رفتن اتیوپی‌ برای تعطیلات. و من هم به دلیل شناخت
    ‏فقط رسانه ای کلی‌ تعجب کردم. اصلا نمیدونستم اتیوپی‌ توریستی‌ هم هست.
    ‏به هر حال ( یا انی‌ وی )
    ‏خیلی‌ هم بهشون خوش گذشته بود و میگفتن شاید دوباره برگردان اونجا.
    لوا: آره بابا. اصلا اون چیزی که ما فکر میکنیم نیست. خیلی استریوتایپ واسه اینها بد شده. تو همه جای دنیا. اینقدر که این سازمانهای خیریه واسه کمک جمع کردن فقط از اتیوپی استخون نشونمون دادن.
    من هم خیلی دلم میخواد برم افریقا.

  3. ghazae ethiopian esm ham dare ?
    لوا: والا داشت. یعنی گفت این اینه. من که یادم نموند. این دفعه دیدمشون میپرسم.

  4. I love Ethopian food, there is a very good Ethopian resturant here in SF, I hang out there alot
    لوا: میشه لطفا آدرسش رو بذاری؟ من هم واقعا خوشم اومد از مزه غذاشون.

  5. فکر میکنم غذا طعم شادی دو نفر رو میداد.باید این طعم خیلی خوب باشه.دوست دارم منم طعم شادی که به دیگران دادم رو بچشم.
    لوا: وای شما چقدر عمیق نگاه میکنید. ما انسانهای سطحی فقط به مزه نگاه کردیم. یعنی نگاه که نه. چشییدیم.
    ولی من از تعریفتون ذوق کردم. مرسی.

  6. من خیلی به تو حسودیم می شه ها.
    از اینکه می تونی اینقدر مفید باشی.
    خوش به حالت لوا :) ))))))))))
    لوا: ای بابا دکتر جان. شما چرا؟ دیگه ما هرچی مفید باشیم از دکترا که مفید تر نیستیم.

  7. من هم اولین بار دو هفته پیش غذای اتیوپیایی خوردم، خیلی تجربه جالبی بود، بیشتر از خود طعم غذاش، مدل خوردنش جالب بود، چند تا صندلی دور یک میز گرد کوتاه و کوچک، بعد یک سینی که کفش یک جور نان مرطوب گذاشته بودند آوردند و غذاها رو همه را در آن ریختند، مال هر کس را طرف خودش و به جای قاشق و چنگال هم از همون نان مرطوبها آوردند، نمی دانم همه شان همینطوری هستند یا نه، این رستوران در دی سی است، خیلی دوستش داشتم
    لوا: این که بیشتر شبیه بوریتوی مکزیکی بود! اما خوب اونها که همین یه غذا رو ندارن. من فقط یه مدلش رو خوردم.

  8. ممنونم از اطلاعات.کمک کرد بهم خانم شما چقدر می‌دونید(البته ممکنه ما هیچی ندونیم)…آدم کم میاره. درکه هم خوب بود و برای تجدید قوا لازم
    لوا: ای بابا…

  9. there is one in SF on fillmore and van ness the name is Rasellas very nice and nice music, and kind of expensive, but there is another in Berekely 2955 telegraph ave, which is kind of regular resturant but good prices and nice food
    لوا: مهران جان. آخر هفته که میشه من فقط دنبال یه بهونه میگردم بریم بی اریا. تا حالا رستوران ترکی برادوی بود حالا شد این رستوران . ممنونم. خودم هم یه ذره گشتم یه چیزایی پیدا کردم.

  10. great news about your friend getting a job.
    some years ago, when my brother was litte, my family came for a visit and i suggested that they try ethiopian food, to which my brother responded: “ethiopian food? but i thought they had no food in ethiopia”
    Anyway, my family complained about having to eat with their hands and said the bread gave them a stomach ache. So much for trying to introduce them to new experiences
    لوا: امتحان کردن غذاهای جدید خیلی شهامت میخواد. مخصوصا آدم وقتی گشنه هست فقط میخواد بره یه جا که میدونه چی داره . مثل چلو کباب واسه ماها. اما من فکر کنم تا حالا غیر سوسک همه چی امتحان کردم. اونهم دستم بهش نرسیده. غذاها بخش بزرگی از فرهنگ یه کشورن. تا غذاشون رو نخوری ذائقه شون دستت نمیاد. من به شدت شکمو و تنوع طلب هستم. اما شک های فرهنگی هم در مورد غذا زیاده.

  11. خوبه .. اگه من هم یه روزی اومدم اون ورا و دنبال کار گشتم……. کمکم کن برات غذای شیرازی درست می کنما خوب؟ :دییییی
    ولی خیلی جالب بود.. ضمنا آفریقا از هر جای دیگه تو دنیا دیدنی تر هست

  12. lava jan indafe agar omadi SF be man hatman khabar bede, alan hava inja khayli khobe mesle bar ast
    لوا: آره میدونم. هوای ما اینجا ۱۱۳ هست و اونجا ۸۰. الهی خیر نبینی. والا ما این هفته رفته بودیم والنات گریک گردی. دفعه بعد انشالله.

  13. سلام لوا
    یه کم توضیح بده این غذای اتیوپیایی چه جوریه؟ بیشتر از چه موادی استفاده میکنن؟ مزش چیه؟و …؟اگه دستور یکی از غذاهاشمبنویسی که عالی میشه … اصلا مواد اولیه اون تو ایران پیدا میشه؟
    من از خیلی از آمریکایی ها راجع به غذا های اتیوپیایی شنیده بودم .
    مدتی بود به یه فرضیه در مورد غذای ملل فکر میکردم و اونم اینه که هر چه کشوری عقب مونده تر باشه غذاهاش خوشمزه تره !!!!
    در مورد ایران و افقانستان و هندوستان و چین و زاپن و انگلستان فرضیه من به خوبی درست در اومده …. یا شایدم اشکال کار از “عقب موندگی” شکم خودمه
    لوا: والا به خدا من همین دفعه اولم بود از این غذاها میخوردم. نه پرسیدم چی هست توش و نه چه جوری درستش میکنن. اگه میگفت هم من مسلما نمیدونستم چون مواد بیشتر تو فروشگاهای خودشون پیدا میشه. ولی اگه یه بار رفتم رستوران حتما منوش رو میگیرم. این خوبه؟

  14. سلام لوا
    یه کم توضیح بده این غذای اتیوپیایی چه جوریه؟ بیشتر از چه موادی استفاده میکنن؟ مزش چیه؟و …؟اگه دستور یکی از غذاهاشمبنویسی که عالی میشه … اصلا مواد اولیه اون تو ایران پیدا میشه؟
    من از خیلی از آمریکایی ها راجع به غذا های اتیوپیایی شنیده بودم .
    مدتی بود به یه فرضیه در مورد غذای ملل فکر میکردم و اونم اینه که هر چه کشوری عقب مونده تر باشه غذاهاش خوشمزه تره !!!!
    در مورد ایران و افقانستان و هندوستان و چین و زاپن و انگلستان فرضیه من به خوبی درست در اومده در این مورد اتیوپی هم که خیلی به فرضیه من میخوره !!…. یا شایدم اشکال کار از “عقب موندگی” شکم خودمه :)

  15. من اصلا نمیفهمم این آفریقا چی داره که میخای ببینیش؟!
    یکی از دوستام چند روز پیش از آفریقا (نامیبیا) برگشته و فقط از بدبختی و بیچارگی و کثافت کاری تعریف میکنه!!
    شاید برای کسایی که تو ناف تمدن اروپا و آمریکا بزرگ شدن جالب باشه ..اما هر چی با خودم کلنجار میرم نمیتونم بپذیرم کسیکه اروپا رو یه دل سیر ندیده ….اونم همه کشورهاشو چجوری میتونه به آفریقا رفتن رضایت بده ! توضیح : لوا جان میدونم حرفم عین حرف احمقهای دگمه و میدونم آدما با هم فرق میکنن و جیزایی برای من مهمه که برای دیگران مهم نیست اما هر چی فکر میکنم فقط به این نتیجه میرسم که یه آدم باید جانور شناس یا مثلا زمین شناس و اینجور چیزا باشه که حاضر باشه آفریقا رو تحمل کنه !
    لوا: خوب نظرات فرق میکنه دیگه. کسایی که افریقا رو دیدن از قشنگی رویایی اونجا هم میگن و اینکه مردمش چقدر مهربونن و مهمان نواز. تازه همه جا که مثل هم نیست. جزیره های توریستی و شهرهایی رو که فقط واسه گردش ساختن رو هم باید دید. در ضمن من عاشق حیونهام. خوب نظرها فرق میکنه دیگه

  16. وای دوستم چقدر کار جالبی داری میکنی . من سرم درد میکنه برای فعالیت تو این زمینه ها . فکر میکنم ÷شتکار لازم برای این کار رو هم دارم . اما حیف که اینجا از این خبرها نیست . آفرین به این روحیت و تلاشت . گود لاک حانوم جان .

  17. ey val leva ey val.
    I am glad one of tem found work.
    I love Ethiopian food. I love injera, but the dough makes me really bloated. I love it, nevertheless
    لوا: من شنیدم که غذای اونها ” هل اف اسپیاسی” هست. آره؟ .